تبليغاتX
آزادي

coup

انجمن نويسندگان

coup

http://coup.blogfa.com

آزادي

آزادي

آزادي

فقط مر گ می تواند یک برده را آزاد کند.

آزادي

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

آزادي
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
 
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه دوازدهم شهریور 1387

 

چون بال و پر ندارم

 

جانا مرا چه سوزي ؟ چون بال و پرندارم

   خون دلم چه ريزي ؟ چون دل دگر ندارم                          

در زاري و نزاري چون زير چنگ زارم

زاري مرا تمام ست چون زور و زر ندارم                         

چون تو مرا بخواني از بسكه شاد گردم

گر ره بود در آتش بيم خطر ندارم                         

گر پرده هاي عالم پيش چشمم آري

گر چشم دارم آخرچشم ازتو بر ندارم                         

درپيش بارگاهت از دور باز مانده ام

كزبيم دورباشت روي گذر ندارم                         

عالم پرست از تو،غافل منم ز غفلت

تو حاضري و ليكن،من آن نظر ندارم                         

ني ني تو شمع جاني ،پروانه ي توام من

ز آن بي تو پر زنم من كز تو خبر ندارم                         

عطار در فراقت پر سوخت ست بي تو

پرواز چون نمايم ؟ چون بال و پر ندارم                         

 

                                 "عطار نيشابوري"

 

 

نوشته شده توسط انجمن نويسندگان ,

 
مرتبط با : سیاسی
ارسال شده در: سه شنبه دوازدهم شهریور 1387

 

 

ازدواج موقت یک دختر شیعه با 300 مرد در سریال للخطایا ثمن

 

 خطايا ثمن

 

این سریال، ماجرای یک خانواده شیعه و دختر بسیار زیبای آنان را که نام بازیگر آن، کوثر از القاب حضرت فاطمه زهرا(س) است، به تصویر می کشد که با ازدواج موقت با تعداد زیادی از مردان دست کم 300 مرد، وسایل گرانبها، لباس قیمتی و خودروهای آخرین مدل می خرد. او با فریب دادن مردان از آنها سو استفاده می كند و مقدسات شیعیان مثل حسینیه، زیارت و نذر را به تمسخر می گیرد.

شبكه ام.بي.سي، پخش سريال موهن را كه للخطايا ثمن (خطاها قيمت دارند) نام دارد از چند روز پيش آغاز و اعلام كرده تصميم دارد در ماه مبارك رمضان، هر شب رأس ساعت هشت شب، پس از افطار آن را پخش كند. قسمت نخست اين سريال با صحنه‌اي از اتاق كوثر شروع مي‌شود كه وي در ازاي چند ساعت با يك مرد، 250 دينار كويتي از وي مهريه مي‌گيرد، اما سلوي دوست سني‌ مذهب وي، به او اعتراض مي‌كند كه چرا برغم زيبايي فوق‌العاده و توانايي ازدواج دائم، همواره به ازدواج موقت روي مي‌آورد كه كوثر در پاسخ او مي‌گويد: من مانند پروانه‌اي هستم كه دوست دارم در ميان همه گلها بچرخم.

در بخش ديگري از اين سريال كوثر كه در دفتري كار مي‌كند، از مردي كه مديريت او را بر عهده دارد مي‌خواهد با تغيير مذهب خود و گرويدن به تشيع، دست‌كم يك روز از وي بهره ببرد.

 در ادامه، كوثر در يكي از روابط جنسي خود، آبستن مي‌شود و هنگامي كه كوثر اين موضوع را به همسر خود خبر مي‌دهد، وي آن را انكار و تلاش مي‌كند تا وي را به سقط جنين وادار كند اما سلوي دوست سني‌مذهب كوثر از او مي‌پرسد: تو كه با صيغه، دنبال كار حلال مي‌گردي، مگر نمي‌داني كه سقط جنين حرام است؟ كه در اين لحظه كوثر سكوت مي‌كند به‌گونه‌اي كه گويا جوابي ندارد، اما برغم اين، باز هم جنين خود را سقط مي‌كند و ازدواج موقت را از سر مي‌گيرد و با يك مرد 50 ساله عقد مي‌كند، اما بدون طلاق از وي كناره مي‌گيرد و با مردي ديگر رابطه برقرار مي‌كند و به او پيشنهاد صيغه مي‌دهد.

در قسمت ديگري كوثر كه در حال مكالمه تلفني با مردي غريبه است، خطاب به او مي‌گويد: تا آن يكي نرسيده، تو خودت را برسان.

روزنامه القبس چاپ كويت نيز به نقل ازنايف راشد تهيه‌كننده و نويسنده فيلمنامه اين سريال نوشت : اين فيلم كه يكي از زنان خواننده مشهور عرب، آواز آن را اجرا كرده، توسط مؤسسه ملي "نايف" توليد شده در ماه رمضان به نمايش در خواهد آمد.با وجود اینكه ولید الابراهیم ، مالك شبكه های ام بی سی و العربیه سودهای كلانی از طریق پخش اگهی های بازرگانی شیعیان عراق كسب كرده در نظر دارد سریال 10 قسمتی "للخطایا ثمن" را كه نماد توهین به مذهب اهل بیت است پخش كند.

 

     www.jahannews.com 

 

     

ابراز نگراني از اعدام آيت الله کاظميني بروجردي

 

آيت الله بروجردي

 

فدراسيون بين المللي حقوق بشر و انجمن ايراني دفاع از حقوق بشر، مراتب نگراني عميق خود را نسبت به بازداشت و محکوميت آيت الله محمد حسين کاظميني بروجردي و گروهي از هواداران و همفکران ايشان توسط جمهوري اسلامي اعلام مي دارد. براساس اطلاعات به دست آمده، آيت الله کاظميني بروجردي در دادگاه ويژه روحانيت مورد محاکمه قرار گرفته است. قابل ذکر است که او در اين دادگاه از امکان مشاوره قانوني برخوردار نبوده و در تاريخ 10 ژوئن 2007 به اعدام محکوم شده است.

آيت الله کاظميني بروجردي در تاريخ 8 اکتبر 2006 دستگير و از آن تاريخ تاکنون در زندان بسر مي برد. صدها نفر از هواداران و همفکران او نيز طي چندين هفته قبل از دستگيري او بازداشت شدند ولي اکثر آنها آزاد شدند. در مدت 9 ماه زنداني آيت الله کاظميني بروجردي هيچ اتهامي به طور رسمي به او اعلام نشد و اين درحالي است که از امکان مشاوره قانوني نيز محروم بود.

در حقيقت، دادگاه ويژه روحانيت نيز خود به مثابه نهادي است که خارج از چارچوب قانوني جمهوري اسلامي ايران فعاليت دارد، زيرا موجوديت آن از سوي هيچ قانوني به رسميت شناخته نشده. بنابراين حبس، محاکمه و محکوميت آيت الله کاظميني بروجردي که تماماً مغاير با قوانين حقوق بشر بين المللي است، در نقض قوانين ايران نيز قرار دارد. آيت الله کاظميني بروجردي معتقد است که ديانت و سياست بايد جدا از يکديگر در نظر گرفته شوند و به همين دليل اصول زيربنايي جمهوري اسلامي را زير سؤال مي برد. بنابراين محکوميت هاي وارد شده عليه آيت الله کاظميني بروجردي و هواداران او در مغايرت کامل با آزادي عقايد قرار دارد. در حقيقت مي توان گفت که آنها زنداني شعور و آگاهي خود هستند.

آيت الله کاظميني بروجردي علاوه بر منع مشاوره قانوني و عدم دريافت اطلاعات کافي درخصوص اتهامات وارده به خود، از هرگونه تماس با خانواده اش نيز محروم است.پس از يک سري دادگاه هاي ناعادلانه و خودکامانه، در نهايت بروجردي و 17 تن ديگر به مرگ محکوم شده اند، ولي تاريخ اعدام آنها هنوز مشخص نيست.

 

 

منبع: فدراسيون بين المللي حقوق بشر، 29 ژوئن 2007

 

 

 نان مفت بيت المال

 

بررسی نمایندگان نشان داد آخرین مدرک رسمی آقای کردان فوق دیپلم بوده ولی ایشان در سالهای گذشته با عنوان دکتر کردان، معاونت صدا و سیما، وزارت کار و قائم مقامی وزارت نفت را به عهده داشته و حتی در دانشگاه آزاد تدریس می کرده است.  

با توجه به سابقه رسوايی تعدادی از چهره هاي سرشناس سياسي – اقتصادي كشورمان كه در سالهاي گذشته از يكي از موسسات

(دانشگاه هاوايي)، مدرك جعلي خريده و با مدرك جعلي از بيت المال حقوق مي گرفته اند، و با عنايت به تكرار نوع جديدي از اين رسوايي در روزهاي اخير، نمايندگان اميدوار هستند دكتري جعلي وزير محترم كشور آخرين نوع از اين سوء استفاده ها باشد. با اين حال در روزهاي اخير گزارش‏هايي مستند درباره مدارك دانشگاهي برخي ديگر سياستمداران و مسئولان كشوري توسط خوانندگان محترم برای سايت الف ارسال شده است كه گزارشگران الف مشغول بررسي آن هستند.

درصورت تاييد جعلي بودن مدارك دانشگاهي اين سياستمداران، با هدف ناامن كردن فضا براي اين قبيل كلاهبرداری‏ها، (از هر طيف و گروه و جناح سياسي كه باشند)، نام و مدرك جعلي ارائه شده در الف منتشر خواهد شد.

 

www.alef.ir  

 

 

کامل ترین روایت از افشاگریهای دکتر پالیزدار

 

دكتر عباس پاليزدار، رئيس امور زيربنايي مركز پژوهش‌هاي مجلس روز شنبه 14 اردیبهشت 87 در جمع دانشجویان همدانی دست به افشای پشت پرده ی مفاسد اقتصادی کشور زد.

عباس پالیزدار که از او به عنوان مشاور کمیسیون اقتصادی مجلس نیز یاد می شود، با بیان چگونگی دستیابی به پرونده های کلان مفاسد اقتصادی گفت: پس از انکه برای تحقیق و تفحص از قوه قضائیه ،در سازمان بازرسی مستقر شدیم ،پرونده های بسیاری را مطالبه کردیم اما قوه قضائیه اصل پرونده ها را به ما تحویل نمی داد، تا اینکه توانستیم به کدهایی دست یابیم و با رقمی بالغ بر 120 پرونده برخورد کردیم که به پرونده های کلان مفاسد اقتصادی مرتبط بود .

وی ادامه می دهد، با تمام کارشکنی ها بالاخره توانستیم پرونده ها را بدست بیاوریم و ببینیم در کشور چه فجایعی اتفاق افتاده، وقتی مطالعه کردم روزها و هفته ها از موضوعات مطرح شده در پرونده خوابم نمی برد.

دبیر کمیته تحقیق وتفحص قوه قضائیه در جمع دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا به پرونده هایی که وی و گروه تحقیق و تفحص بررسی کرده اند، پرداخت و گفت: یک آقایی آمد گفت یک پسر معلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم در دل همان موسسه زیر نظر خودم باشد. موسسه را ثبت کردند. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم، نظام به ما برای این اقدام کمک کند. گفتند چه کمکی؟ ایشان گفت فلان معدن، سنگ مرمر دهبید فارس را بدهید به ما![دهبید بهترین معدن سنگ مرمردنیا و از منابع انفال جمهوری اسلامی ایران است]. بالاخره این اقدام انجام شد و معدن به ایشان واگذار شد. بعد از چند وقت گفت این کافی نیست! فلان معدن در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این آقا که از علماست و مردم پشت سرش هم نماز می خوانند ،چهار معدن را به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی تصاحب کرده!

در این زمان دانشجویان با اصرار فراوان از پالیزدار خواستند که وی نام این این شخص را بگوید. پالیزدار سرانجام تسلیم دانشجویان شد و گفت: آیت الله امامی کاشانی، استاد اخلاق و نمی دانم چه و چه که امام جمعه موقت تهران است.

نامزد "یاران احمدی نژاد"[پس از آنکه ائتلاف رایحه خوش خدمت یا حامیان رئیس جمهور به سه دسته منشعب شدند، پالیزدار به گروه یاران احمدی نژاد پیوست] در انتخابات شورای شهر تهران ، در ادامه افزود: رفتیم جلوتر دیدیم ، یک دانشکده ای را از مقام معظم رهبری اجازه تاسیس اش را گرفتند. آمدند نزد مقام معظم رهبری گفتند که می خواهیم یک دانشگاه علوم قضایی برای خواهران بسازیم در قم. با این توضیح که خواهران، به کارهای قضایی [اعم از بازجویی و بازپرسی و غیره] بانوان برسند. آقا هم استقبال کردند و مجوز تاسیس دانشکده را به این عده دادند.

بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی، نامه نوشتند به آقای نعمت زاده [وزیر صنایع دولت هاشمی رفسنجانی] مقام فعلی وزارت نفت که محبت فرمایید برای تاسیس دانشکده قضایی خواهران، کارخانه لاستیک دنا! را کارشناسی کنید جهت این دانشکده! از آنجا که موسسین دانشکده در دستگاه قضایی دخیل بودند، کارشناسان دادگستری ترسیدند و رقم کارشناسی کارخانه را 126 میلیارد تومان اعلام کردند، تا خوش بحال موسسین دانشکده شود. در حالی که قیمت واقعی ان بیش از 600 میلیارد بود. تازه 126 میلیارد شامل ویلاهای شمال، زمین های شیراز، پول نقد حساب کارخانه در بانک نمی شد. بعد دوباره همان آقا نامه نوشتند به نعمت زاده که محبت فرموده و تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت زاده هم که از ارث پدریش می بخشید نوشت 50 درصد تخفیف!

دوباره نوشتند محبت فرموده تخفیف دیگری منظور فرمایید! خلاصه بعد از 5 بار نامه نگاری برای گرفتن تخفیف، قیمت را از 126 میلیارد به 10 میلیارد و 300 میلیون رساندند. بعد دوباره همان آقا نوشتند که ما امکان پرداخت این پول را نداریم، نعمت زاده نوشت که 80 درصدش را به اقساط بلند مدت و 20 درصدش را هم نقدی بپردازد، باز گفتند 2 میلیارد هم نداریم نقد بدهیم! ما بررسی کردیم دیدیم انبارهای شرکت دنا، به اندازه کافی محصول دارد! 8-9 ماه مهلت می خواهیم تا اجناس انبار را بفروشیم و 2 میلیارد را بدهیم! نعمت زاده قبول کرد و نوشت سفته ای 9 ماهه به ما بدهید. دوباره گفتند پول هم نداریم سفته بخریم! نعمت زاده هم نامه نوشت برای محمدتقی بانکی، رئیس وقت سازمان صنایع ملی ایران، مبنی بر اینکه 23 میلیون تومان از صندوق برداشت کنید، سفته بخرید، بدهید به آیت الله فلانی و فلانی امضا کنند و کارخانه را تحویل ایشان بدهید.

بعد از چند وقت هم دیدیم که کارخانه در بورس مطرح شد و فروخته شد به پشت پرده هایی که این ها را هدایت می کنند. کسانی مثل گنجی [منظور اکبر گنجی، فعالی سیاسی نیست.] صاحب کارخانه مهرام، صاحب تمام کارخانه های شرکت سرمایه گذاری بانک ملت، صاحب سرمایه گذاری های بانک صادرات است و ... این آیت اللهی که می خواستم نام شان را عرض کنم که برای یک دانشکده درخواست یک کارخانه کردند، این شخص آیت الله یزدی رئیس سابق قوه قضاییه [محمد یزدی در زمان ریاست بر قوه قضائیه این اقدام را انجام داد] دبیر فعلی جامعه روحانیت مبارز، و آقای محمد علی شرعی نماینده مجلس خبرگان از قم بودند.

مجددا آیت الله یزدی نامه نوشت؛ آقای فروزش، حمیدمان بیکار است، ترتیبی اتخاذ فرمایید تا از جنگل های شمال، جهت صادرات چوب بهره مند گردد! همان زمان آقای حمید یزدی مدیرکل حوزه ریاست قوه قضائیه بود! این کار هم انجام شد و جنگل های شمال به تاراج رفت. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی بازداشتگاه در شمال شد. کسی پرونده را به مردم لو داده بود، و گفته بود آقای حمید یزدی چوب های جنگل های شمال را می برند. خانواده شهدا اعتراض کردند، ما نمی توانیم برای نیازمان چوب برداریم اما اقای یزدی می تواند صادر کند؟ دیدند قضیه در حال لو رفتن است، بازداشت شدگان را آزاد کردند.

این ها اسنادش هست، همین جا، اگر لازم شد نشان می دهیم،چون دوستان وزارت اطلاعات گفتند اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادید.

عباس پالیزدار، دبیر و سخنگوی سابق خانه صنعتكاران، با بیان اینکه هر کارخانه ماشین سازی یک سری از ماشین های تولیدی اش بر اثر رعایت نکردن مسائل فنی و ایمنی دچار مشکلی یا شکستگی جک ها، نقص در بدنه و شیشه و همچنین خط خوردگی می شوند،[خودروهای کارشناسی شده] اظهار داشت: کارخانه های ماشین سازی موظفند این ماشین ها را با قیمت پایین و به صورت مزایده به مردم واگذار کنند اما غروی و مدیران قبلی ایران خودرو این کار را انجام نمی دادند و این ماشین ها را در اختیار دوستان خود قرار می دادند.

وی که مقالات با ارزشی از جمله رهبری و رفتارهای سازمانی؛ ناگفته هاي مديريت؛ عدم تحليل درست شرايط زماني و مكاني کشور؛ انقلاب اقتصادي ، درمان اقتصاد بيمار و فلج كشور؛ مشكلات توليدكنندگان با سيستم بانکی را به رشته تحریر در آورده، در ادامه اضافه کرد: ایران خودرو در اقدامی به تمام کارکنان قوه قضاییه یک دستگاه ماشین صفر کیلومتر را به عنوان ماشین کارشناسی شده تحویل داد، کارخانه ایران خوردو بدون هیچ ضابطه ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به نصف قیمت داد و بقیه اش را هم به اقساط که خیلی که ماشین به نامشان شد این قسط را هم نپرداختند. اما همین بذل و بخشش باعث شد صدای خیلی ها در بیاید.

مثلا یکباره بنیادی به نام بنیاد نهج البلاغه آمد گفت که اقا ما هم 500 تا ماشین با این تسهیلات می خواهیم. دوباره چند وقت بعد گفتند 517 خودروی دیگر نیز می خواهیم، حالا فکر می کنید چه کسان اعضای این بنیاد نهج البلاغه هستند؟ آقایان علی اکبر ناطق نوری، رفیق دوست ،عسگر اولادی، حسین دین پرور، معزی.

بعد از این ماجرا باشگاه پرسپولیس به سرپرستی عابدینی 2 هزار خودرو می گیرد.و بنیادی به نام "همگرایی اندیشه" هم صدایشان در آمد که آقا ما هم از این ماشین ها می خواهیم. لازم به گفتن است که بنیاد “همگرایی اندیشه” متعلق به حجت الاسلام فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و ایت الله علم الهدی [امام جمعه بسیار معتقد و نگران اسلام مشهد] است.

 تعاونی وزارت کشور 2000 دستگاه، تعاونی صنایع وزارت دفاع فلان قدر، موشک کروز فلان قدر، یک لیست 20-30 عنوانه، ماشین دریافت می کنند اما به اسم کارشناسی، اما در واقع غیر از تعدادی از سری اول همه ماشین های صفر کیلومتر سالم.

شروع با ماشین کارشناسی بود اما بعد ماشین های صفر کیلومتر را دادند به آقایان. ماشین پرشیایی 17 میلیونی را با بهای 8-9 میلیون تومان می دادند به آقایان از دم قسط، آن ها هم چون ماشین به نام شان شده بود، چند قسط را پرداخت می کردند و مابقی را بیخیال می شدند.

اما ماجرا کجا مشخص شد؟ بالاخره این ماشین های کارشناسی شده، که طبق مدارک باید فروخته می شد و در واقع ماشین صفر کیلومتر جای ان تحویل داده شده بود، باید فکری به حال شان می شد. چون طبق اسناد اینها یعنی ماشین های کارشناسی را به نصف قیمت داده بودند و نمی توانستند بگویند که ماشین کارشناسی داریم. آمدند ماشین خراب و کارشناسی شده را بعنوان صفر دادند به مردم. شما حتما بین نزدیکانتان کسانی را می شناسید که خودروی صفر تحویل گرفتند اما هنوز راه نرفته که مشکل پیدا می کند، داخلش درب و داغان است، خط خوردگی دارد و مواردی از این قبیل.

رئیس دفتر ادبی ،مدیر فروش وقت ایران خودرو، در سازمان بازرسی اعتراف کرد که ادبی به من گفت ماشینی را ببرم بدهم به آقای ایکس از معاونین سازمان بازرسی، برای اینکه ماشین جز موارد کارشناسی شده به حساب آید، یک برف پاک کن اش را بشکنم و یک برف پاک کن سالم بگذارم در ماشین!

ببینید با مردم چگونه بازی می کنند. مردم صدایشان درامد. صاحبان 1300 خودرو دنبال مطالباتشان رفتند. رفتند شکایت سازمان بازرسی، سازمان بازرسی هم گفت ای بابا این همان پرونده ای است که ما خودمان گند زدیم. نه می توانیم باز کنیم پرونده را نه ببندیم. بدلیل شاکیان زیاد( 1300-1400 نفر)، مجبور شدند پرونده را ادامه بدهند، پرونده را می برند جلو، همه چیز رو می شود، مسئولین ایران خودرو میایند می گویند به چه کسانی تحویل دادیم و پرونده ماست مالی می شود.

پالیزدار تاکید کرد: من در مقابل شهید باکری ها، همت ها، زین الدین ها مدیونم و نمی توانم سکوت کنم.

پالیزدار در بخش دیگری از سخنان اش با بیان اینکه رئیس جمهور در برخورد با مفاسد اقتصادی با هیچ کس تعارف ندارد اظهار داشت: وقتی گزارشهایی مبنی بر تخلف برادر ریس جمهور به عنوان بازرس ویژه به رئیس جمهور می رسد ،احمدی نژاد فوراً او را بر کنار می کند که بعداً مشخص می شود این گزارشها بی پایه و اساس بوده است که این اقدام رئیس جمهور می تواند امتیاز بزرگی برای ملت ایران باشد.

وی گفت : مورد دیگر، دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آیت الله واعظ طبسی است و پرونده المکاسب هم که مربوط به آقازاده واعظ طبسی است.

پالیزدار که با سؤال های متعدد دانشجویان در خصوص بیشترین مفاسد اقتصادی کشور و اینکه چه کسانی در این رابطه دخیل هستند مواجه شد، گفت: اگر بخواهم فقط چند پرونده کوچک مفاسد اقتصادی را بگویم آنوقت می بینید که چه مصیبتی کشور را گرفته که داد رهبر راهم درآورده است.

وی ادامه داد: وقتی طی 16 سال گذشته پرونده هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شد و مدیران به دادگاه معرفی شده و دادگاه حکم 5 ریال 10 ریال برای متهمان داده، می فهمید چه مصیبتی بر سر کشور آمده است.[بخش مشترک در سخنرانی دانشگاه همدان و شیراز در هفتم خردادماه]

پالیزدار با بیان اینکه بیشترین مفاسد اقتصادی طی 16 سال گذشته صورت گرفته است اظهار داشت: نمی خواهم بگویم، قبل از آن وجود نداشته، اما در این 16 سال سرعت بیشتری به خود گرفته است. این افراد فاسد که عمدتاً از سران هستند یک شبکه فامیلی مفاسد اقتصادی درست کرده اند که متلاشی کردن و پاره کردن این مفاسد بسیار سخت است.

وی ادامه داد: متأسفانه در دولت نهم هم افرادی به عنوان مفسد وجود دارند که آنقدر قدرت دارند که از دست احمدی نژاد هم کاری ساخته نیست.

شما نگاه کنید، که اقای احمدی نژاد چقدر جلوی پایش سنگ اندازی می شود، راست می گوید یک نخ را بکشید صدای خیلی ها در میاید، اینقدر اینها قوی هستند که بسادگی نمی توان حریف آنان شد و واقعا کمک مردمی می طلبد.

وی سپس اشاره کرد، الان تلویزیون مرا همراهی نمی کند، اما در زمان خاتمی بنا به دلایل سیاسی، تلویزیون همراهی می کرد.

وی گفت: یک برنامه ای به نام "تا انتها" در بحث قاچاق کالا و ارز در شبکه خبر اجرا می شد که من بعنوان کارشناس در آن شرکت داشتم. ده جلسه برنامه بود، 4 جلسه اش هیچکس جرأت نکرد بیاید جواب بدهد. تا اینکه بالاخره آقای قالیباف، بهرامی از وزارت بازرگانی و معاون گمرک آمدند و جواب هایی هم دادند.

در یکی از برنامه ها که مربوط به قاچاق کالا در فرودگاه پیام بود، مدام معاون گمرک می گفت، آقای عباس تقی زاده یکی از سرشاخه های اصلی است، که با او برخورد نمی شود، مدام نام این آقای عباس تقی زاده را می اورد. که هنوز آزاد است. قبل از جلسه بهشتیان ،معاون گمرک ،به من گفت که آقای عباس تقی

زاده با ماشین پاترول امده در دژبانی را شکسته وارد شده و نگهبانان را هم کتک زده و کالاهایش را از گمرک تحویل گرفته، من چگونه با همچین فردی که پشتش آقای ناطق نوری است برخورد کنم؟ اگر به این موارد نمی پردازید و بحث را کارشناسی ادامه می دهید و به من گیر نمی دهید، من در برنامه تلویزیونی شرکت می کنم، من هم به او گفتم باشه! من چیزی نمی گویم. تا برنامه اغاز شد گفتم شما خودتان قبل از برنامه درباره آقای عباس تقی زاده چنین گفتید. این آقای تقی زاده 1100 پرونده دارد. فردای ان روز قالیباف امد گفت مژده ای برای شما دارم، تقی زاده را شبانه بازداشت کردیم. البته سرکاری دیگه!

وی سپس به موضوع قاچاق سیگار اشاره کرد، که چگونه 40 میلیارد نخ سیگار قاچاق در آن مقطع وارد کشور می شد، و تصریح کرد: کارخانه جات کشور در سیستان، تهران و رشت علیرغم اینکه می توانستند 51 میلیارد نخ سیگار نیاز کشور را تولید کنند اما ابلاغ رسمی داشتند که 14 میلیارد نخ تولید کنند، که همان را هم تولید نمی کردند و 10 میلیارد نخ تولید می کردند. توتون ایران که یکی از بهترین توتون ها بود می فروختیم تا با توتون ویرجینیا مخلوط شود و بقولی خوشمزه ترین سیگارها در خارج تولید شود و دوباره ما آن ها را وارد کنیم. ما می توانستیم توتون ویرجینیا را با قردادهای مشخص وارد کنیم و این سیگار را خودمان تولید کنیم. اگر خودمان تولید می کردیم 15000 شغل ایجاد می شد. همین الان که واردات قانونی شده و البته تولید نیز افزایش پیدا نکرده، بین 15 تا 20 میلیارد نخ سیگار قاچاق وارد می شد. قاچاقچی های ان هم مشخص هستند.

در بحث مواد مخدر نیز همینطور است، مدام می گویند یک تن این طرف مرز و فلان قدر در کجا گرفته ایم! چیزی در حدود 100 تن در روز مواد مخدر در کشور توزیع می شود، یک کیلو و دو کیلو نیست. من این موضوعات را به مسئولین وقت ستاد مبارزه با مواد مخدر آقای زرگر و سردار ابو در برنامه تلویزیونی گفتگوی ویژه خبری گفتم، که روزی در کشور بالغ بر 100 تن مواد مخدر توزیع می شود، شما چه فکر کرده اید درباره مردم، فکر کردید مردم نمی فهمند چه کسی این ها را وارد می کند؟ در همان مقطع این تجارت 18000 میلیارد تومان منافع سوداگران را تامین می کرد. یعنی نزدیک 16 درصد تولید ناخالص داخلی کشور، همان موقع گفتم آن وقت این عدد، رقمی است که توی متکا یا ساک بریزند و جابه جا کنند؟! طبیعتا باید بریزند در حساب بانک های کشور، یعنی شما متوجه نمی شوید این مقدار پول را چه کسی در بانک ها واریز می کند و چه کسی برداشت می کند؟ که آقایان در پاسخ زدند به صحرای کربلا، که حیدری مجری برنامه گفت، اینها که شما می گویید پاسخ آقای پالیزدار نیست! که پاسخی هم ندادند.

جلسه بعدی من نبودم، امدند گفتند اصلا 100 تن مواد مخدر در افغانستان تولید نمی شود، آقای پالیزدار اشتباه کرده، من سریعا با دفتر گفت و گوی ویژه خبری تماس گرفتم، خواستم بروم روی خط جواب بدهم، گفتند به ما گفته شده که قضیه را ماست مالی کنیم!

وی تأکید کرد: از هر زاویه ای بخواهیم به مفاسد اقتصادی بنگریم مصیبت بیشتری را خواهیم دید و نگرانی تان افزوده تر خواهد شد.

پالیزدار در پاسخ به سئوالی دربارۀ سفر پوتین به ایران و رژیم حقوقی دریای خزر، این سفر را یک سفر سیاسی خواند و اظهار داشت: در این سفر هیچ گونه معامله در خصوص دریای خزر صورت نگرفت فقط روسیه در رابطه با سپر موشکی آمریکا در یکی از کشورهای اروپایی از ایران کمک می خواست.

پالیزدار در خصوص تغییر دانش جعفری گفت: دانش جعفری یکی از مهمترین قولهایی که به رئیس جمهوری، داد حذف ربا از اقتصاد کشور بود و گفته بود که شرایط را به سمتی پیش می برم که ربا حذف شود اما نه تنها این کاررا نکرد اصلاً به دنبال این مسئله هم نبود لذا رئیس جمهوری به گفته خودش در سه سوت دانش جعفری را بر کنار کرد. همان موقع هم رئیس ستاد آقای احمدی نژاد گفتند که دانش جعفری این کاره نیست. عملکرد دانش جعفری و همکاران وی نشان می دهد که آن ها به سمتی که قرار بود ،نرفتند.

وی سپس به سازمان برنامه اشاره کرده، و بعد از بر شمردن وظایف سازمان برنامه و بودجه تصریح کرد: دلیل اینکه آقای احمدی نژاد سازمان برنامه و بودجه را از شکل قبلی اش خارج کرد، آن بود که سازمان برنامه غیر از سیاستگذاری متولی توزیع پول هم شده بود و در توزیع پول با مدیران وزارت خانه ها معامله می کردند ، مثلا فلانی را بگذارید مدیر، تا ما بودجه وزارت خانه تان را تایید کنیم، و مواردی از این دست، که باعث می شد بودجه در موعد مقرر به برنامه های اجرایی تزریق نشود و کاری هم در کشور انجام نشود، سازمان برنامه خودش یک مافیا شده بود. حرکت احمدی نژاد مفید بود و در آینده مشخص خواهد شد. سیاستگذاری ها هنوز در دست سازمان برنامه است اما توزیع بودجه در دست استانداری هاست.

وی اقدام رئیس جمهور را در تغییر وضعیت سازمان برنامه ریزی ستود و گفت: با توجه به اینکه این سازمان کارش تقسیم و توزیع بودجه شده بود لذا به وظیفه اش به درستی عمل نمی کرد و با دستگاه های اجرایی با پست و مقام معامله می کرد، که دیگر این اتفاق نمی افتد.

پالیزدار سپس در پاسخ به این پرسش که آقای جنتی چطور؟ گفت: من اطلاعات مستندی در مورد ایشان ندارم، چیزهای شنیده ام اما پرونده ای ندیده ام، بنابراین نمی توانم حرفی بزنم چون از صحت آن اطلاعی ندارم.

پالیزدار سپس در پاسخ به سئوال مشکوک بودن فوت وزیر دادگستری، وزیر سابق راه و فرماندهان سپاه گفت:فوت وزیر دادگستری در جاده ی تهران قم یک حادثه طبیعی بود. کریمی راد[وزیر دادگستری فقید] از جمله کسانی بود که در مبارزه با مفاسد جدی بود اما در بعضی موارد خیلی زیاده روی می کرد به طوری که در قضیه معدن خاک سرخ جزیره هرمز بدون دلیل استخراج از معدن را متوقف کرد به خاطر اینکه اعلام شده بود این معدن وابسته به آیت الله خزعلی است که مشخص شد چنین چیزی در کاراست.

وی درباره سقوط هواپیمای شهید حاج احمد کاظمی [فرمانده فقید نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی] نیز گفت: این پرونده را من بررسی نکرده ام و اطلاعاتی در این زمینه ندارم، اما اسناد سقوط یاک 40، همان هواپیمایی که مرحوم دادمان [وزیر راه و ترابری زمان خاتمی] و تعدادی از نمایندگان مجلس در آن حضور داشتند، را بررسی کرده ام. سقوط یاک 40 به تعبیر کارشناسان عمدی بود، دلیل عمدی بودن آن، این بود که خلبان این هواپیما روسی بود، و طبق قانون بین المللی یعنی ماده 6 قانون شیکاگو این خلبان به دلیل اینکه در مسیر پروازی مذکور تا به حال نه کمک خلبان بوده و نه ناظر پرواز، مجاز به پرواز کردن نبود، اما به او فشار می آورند که پرواز کند. [خلبان روسی هم اعلام می کند که طبق قانون من مجاز نیستم این هواپیما را هدایت کنم.] همچنین خلبان در مورد نقص فنی هواپیما هشدار می دهد، اما اصرار می شود که پرواز کنید، باز تیم پروازی بدی وضع هوا را متذکر می شود که باز به فشار می آورند که هواپیما باید پرواز کند، که سرانجام به سقوط ختم شد. اما نمی دانم در مورد شهید کاظمی با توجه به شکننده بودن ایشان باید بگویم آری یا نه. اطلاعی ندارم.

وی در مورد مافیای شکر گفت، اجازه بدهید آخرش را نگویم، اما معاونش شخصی به نام آقای مدلل هست که داماد یکی از علمای اعلام هست و پایین دست تر از او آقای محمدرضا یوسفی بود که الان در زندان است. فقط نکته ای را بگویم، ان هم اینکه چقدر پول اینها به جیب ریختند که حاضر بودند با ریختن 700 میلیارد تومان به حساب دولت پرونده مختومه بشود. در یک مورد کارخانه قندی که در کرج این آقا خرید، مبلغ پرداختی، قیمت ده درصد عیار باغات سیب کرج هم نمی شود. حالا حساب کنید ماشین آلات، مواد اولیه و خود زمین و...

پالیزدار در پاسخ به این سئوال که چرا از خانواده هاشمی رفسنجاني نامی نمی برید، گفت: الان می گویم؛موضوع آقای هاشمی خودش به تنهایی یک جلسه برای بررسی وقت می خواهد. آنقدر مفاسد اقتصادی این خانواده زیاد است که اصلاً قابل گفتن نیست .اما یکی از مفاسد اقتصادی این خانواده اینکه میلیاردها دلار از محل عدم پرداخت عوارض به دولت برای واردات خودروی دِوو درآمد کسب کردند. قانون این بود که هرکسی تنها بتواند 20 درصد خودرو یا قطعات خودرو را بدون پرداخت عوارض می تواند وارد کند. چنانچه بیشتر وارد شود باید عوارض 135-140 درصدی پرداخت شود. خانواده آقای هاشمی آمدند با استفاده از خلاء قانونی گفتند حسن می تواند 20 درصد وارد کند، خب مابقی 20 درصد ها را حسین و بیژن و هوشنگ می توانند وارد کنند، بدون پرداخت عوارض. 5 تا 20 درصد هم می شود 100 درصد. میلیارد ها دلار از طریق عدم پرداخت عوارض به دولت ،منافع بردند. این تنها یکی از موارد بود که به خانواده آقای هاشمی بر می گردد.

وی ادامه داد: یک سوم جزیره کیش، پارک جنگلی در شمال را هم باید از دیگر مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی دانست.

وی تصریح کرد: در حال حاضر اسطبل اسب های فائزه خانم، دختر آقای هاشمی فقط روزی 100 هزار تومان پول هندوانه هایی است که برای اسب هایش مصرف می شود. و شرکت چند میلیاردی نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر آقای هاشمی در کانادا را هم دیگر که قابل گفتن نیست.

وی سپس گفت: کدام را بگویم، هر کدام را بگویم مشمئز کننده و ناراحت کننده است.

پالیزدار تأکید کرد: آنقدر سطح جسارت این خانواده بالا رفته که رسماً خطا می کنند. حالا می خواد خطای مالی باشه یا خطای اخلاقی.

وی ادامه داد: مهدی هاشمی رفسنجاني که در سازمان مدیریت بهینه سازی سوخت مدیریت می کرد با استخدام زیباترین و خوشگل ترین دختران از آنها چه بهره هایی برد و چه سوء استفاده هایی که نکرد و بعداً از طریق یکی از بانوانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته بود و در دوره آقای احمدی نژاد شکایت کرد و فیلمی که از اتاق او کشف شد عمق کثیف کاری های او را مشخص کرد.

پالیزدار همچنین در خصوص پرونده شهرام جزایری سخنانی گفته است، وی به نقل از پالیزدار می گوید: پرونده شهرام جزایری هم مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادی دیگر است ولی چون شهرام جزایری اسامی یک سری مفسدا اقتصادی و افراد وابسته را اعلام کرده بود، مورد ضرب قرار گرفت چرا که منافع بسیاری از علما و سران را به خطر انداخت.

وی همچنین با اشاره به تخلفات و مفاسد اقتصادی خانواده لاریجانی تصریح کرد: چه کسی آقای لاریجانی را به عنوان اصلح معرفی کرده که حالا می خواهند او را رئیس مجلس هم بکنند.

پالیزدار در بخشی دیگری از سخنان خود اشاره کرد: آقای علی المهدی [امام جمعه مشهد] و فلاحیان [وزیر اطلاعات سابق] طی چند مرحله ماشین های فراوانی را دریافت می کنند و وقتی که ماجرا مشخص می شود، وزیر صنایع سابق مورد ماخذه قرار می گیرد و دادگاه برای او حکم شلاق و یک سال زندان را در نظر می گیرد.

این جلسه تبعات بسیاری داشت، بر اساس رای هیئت نظارت دانشگاه بوعلی ‌سینای همدان، كلیه فعالیت‌های جامعه اسلامی دانشجویان این دانشگاه به مدت 3 ماه متوقف شد.

در متن نامه‌ای كه به امضای اردشیر خزائی رئیس دانشگاه بوعلی ‌سینا و رئیس هیئت نظارت بر تشكل‌های اسلامی دانشگاهیان در این دانشگاه برای جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی‌ سینای همدان ارسال شده، آمده‌ است: احتراما با استناد به جلسه مورخ 1/3/87 هیئت نظارت و هیئت منصفه دانشگاه با حضور دبیر و نمایندگان محترم آن تشكل در خصوص رسیدگی به تخلف صورت گرفته بدین وسیله رای هیات نظارت بر اساس ماده 18 آئین‌نامه تشكل‌ها به شرح زیر ابلاغ می گردد: "كلیه فعالیت‌های جامعه اسلامی دانشجویان به مدت 3 ماه متوقف می‌گردد." بدیهی است كه زمان اجرای رای با لحاظ 10 روز مهلت اعتراض، طبق مواد آئین‌نامه تشكل‌ها مصوب جلسه 449 شورای عالی انقلاب فرهنگی مورخ 6/7/87 قابل اجرا خواهد بود.

عبدالله مرادی دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان كه مسئولیت را به آرانی‌نژاد تحویل داده‌ ، با اشاره به سخنرانی عباس پالیزار با موضوع «گزارشی از پرونده‌های مفاسد اقتصادی» در 14 اردیبهشت در این دانشگاه، اظهار داشت که حراست دانشگاه گزارشی را از این جلسه ارائه كرده كه بر اساس آن از 44 نفر و از جمله 9 روحانی در پرونده‌های مفاسد اقتصادی نام برده ‌می‌شود.

از سوی دیگر گفته می شود هیئت موتلفه، بشدت دنبال پیگیری این موضوع است. گفته می شود به دلیل اینکه اتهامات وارده از سوی پالیزدار هنوز اثبات نشده، وی تحت تعقیب قضایی قرار خواهد گرفت. یک مقام دادگستری همدان امروز ظهر در گفت و گو با من گفت: هنوز کسی از وی شکایت نکرده ولی گمان می کنم با انتشار این خبرها، از وی شکایت کنند. دادگستری تهران از ثبت شکایت در این خصوص اظهار بی اطلاعی کرد.

 

 

"روزنامه كيهان 12/4/87"

 

نوشته شده توسط انجمن نويسندگان ,

 
مرتبط با : ادبیات
ارسال شده در: چهارشنبه ششم شهریور 1387

 

 

 

پيش نمازغيرحرفه اي

 

يك پيش نماز،نمازش را به دليلي قطع كرد و شخصي را ازصف اول به جاي خودش گذاشت تا او نمازرا ادامه بدهد و ازمسجد بيرون رفت. آن شخص همين طورايستاده بود وهيچ كاري نمي كرد تا اينكه مردم عاجزشدند ونمازرا خود تمام كردند وآن مرد به همان حال ايستاده بود. وقتي مردم نمازشان تمام شد ازاو پرسيدند : چرا نماز نكردي ؟

گفت : من فكركردم او مرا جاي خودش قرارداده كه كسي جاي او را نگيرد،نمي دانستم كه بايد نمازبخوانم. 

 

 

هرگاه ديدي

 

حكيمان گفته اند :

هرگاه ديدي كه شخصي سحر گاه از خانه بيرون آمده و مي گويد آنچه نزد خداست بهتر است، بدانيد كه همسايه او مهماني دارد و او را دعوت نكرده.

هر گاه ديدي كه جمعي از خانه قاضي بيرون آيند و مي گويند آنچه مي دانستيم به قاضي گفتيم، بدان كه شهادتشان را قاضي قبول نكرده.

هرگاه ديدي داماد در شب زفاف مي گويد تقوي بهتر است، بدان كه زنش بد قيافه است.

هر گاه ديدي شخصي در حال راه رفتن دايما به اطراف نگاه مي كند، بدان كه مي خواهد بگوزد.

و هر گاه ديدي كه مردي از خانه ي حاكم بيرون آمده و مي گويد دست خدا بالاتر از همه دست ها است، بدان كه حق او را خورده اند.

 

 

نماز بي ركوع

 

شخصي نماز مي خواند،اما ركوع به جا نمي آورد به او گفتند:

مگر نمي داني نماز بدون ركوع باطل است ؟

گفت : چرا مي دانم ولي شكم من بسيار بزرگ است و نفخ دارد، اگر به ركوع بروم، بي اختيار باد از من صادر مي شود

ونماز بي ركوع بهتر از نماز با گوز.

 

 

براي زندگي كردن زنده اي !

 

زن سالمندي شوهرش را ازدست داده بود.غم فوت شوهرش و تغييررفتاراطرافيان نسبت به زن باعث شده بود او هم كم كم نسبت به زندگي ميل و رغبتش را از دست بدهد.اما با وجودي كه لب به غذا نمي زد و دايم مريض مي شد، فرشته مرگ به سراغش نمي آمد.سرانجام طاقت زن طاق شد وازفرزندش خواست تا او نزد لقمان حكيم ببرد تا از او كمك بخواهند.

روز بعد نزد لقمان حكيم رفتند.حكيم به زن نگاهي انداخت و گفت : "براي مردن شتاب مكن.اگر زنده اي براي اين نيست كه بميري بلكه براي اين است كه زندگي كني.مرده ها مي ميرند تا زندگي نكنند.وقت مردنت كه فرا برسد آن موقع دست اززندگي بكش. برخيز و برو وضع خود را اصلاح كن".

لقمان حكيم چند روز بعد آن زن را ديد سپس از او پرسيد : اكنون زندگي را چگونه مي بيني ؟

زن با لبخندي جواب داد : "تازه متوجه شدم كه زنده هستم تا زندگي كنم و مرده ها مي ميرند تا زندگي نكنند.بنابراين تا زنده هستم بايد مثل زنده ها تلاش كنم . به همين سادگي ".    

 

"گزيده زهرالربيع"

 

نوشته شده توسط انجمن نويسندگان ,

 
مرتبط با : اجتماعی
ارسال شده در: چهارشنبه ششم شهریور 1387

 

 

آزادي فكري

 

توجه ! ! !

اين مطلب قصد توهين به هيچ دين و آييني را ندارد و فقط براي آگاهي بيشتر است.

 

روح او چون ستاره بود و در دوردستها منزل گرفت.

هر شخصی می تواند دشمن فردیت و آزادی فکری باشد. سنتها از گهواره تا گور همراه ما هستند.اولین پرسشهای ما را با نادانی پاسخ می دهند و آخرین آنها را با خرافات.دستهای بیشماری ما را به این طرف و آن طرف می کشند و مغلوبانه به دنبال خود می برند. همه آن چیزی که به ما می آموزند در یک کلمه«خرافات» می توان خلاصه کرد. خواست ما برای انجام کاری یا داشتن چیزی را دلیل قطعی انجام ندادن یا نداشتن آن چیز می دانند.

هر خواست و تمایل ما ، برخلاف عرش خداست  و شمشیری شعله ور از  دروازه بهشت تمایلات ما نگهبانی می کند. ما آزادیم در مورد موضوعاتی که هیچ علاقه خاصی به آنها نداریم تحقیق کنیم و در مورد چیزهایی که اکثر مردم به آنها اعتقاد دارند با آزادی تمام اظهار عقیده کنیم.

به ما آموخته اند که آزادی بیان نباید در حدی باشد که  تضادی با خرافات معروفی  که شاهدانی مرده دارد ، داشته باشد. جامعه به کسانی که خود رامی فریبند ، وعده پاداش می دهد.این همه آن چیزی است که کسب کرده اند و ادعایش را می کنند، و گاهی هم به این وعده ها عمل می کند.همه ما در مورد بزرگ مردانی خوانده ایم که وقتی به دار آویخته شدند ، در مورد آنها گفته شده بود که ای کاش به پندهای مادر خود گوش کرده بودند. از همه اینها گذشته ،دنیا چه خوشبخت است که در آن پندهای مادرانه دنبال نمی شود و بشر چه خوشبخت است که اطاعت کردن برایش چیزی غیر طبیعی است.فرمانبرداری جهانی ، رکود و رخوت جهانی ببار خواهد آورد.یکی از شرطهای توسعه وپیشرفت نافرمانی است.

یک عصر و دوره ای را انتخاب کنید و بگویید تأثیر فرمانبرداری در آن دوره چه بوده است؟ فرض کنید کلیسا یا سردمداران مذهبهای دیگر توانسته بودند همه افکار را تحت سیطره و کنترل خود در آورند، در این صورت آیا کلمه آزادی و پیشرفت در میان گفتارهای بشر عار و ننگ نبود؟ دنیا در اعتراض به پند و نصیحت ، راه پیشرفت را برگزید.

فرض کنید منجمان علم ستاره شناسی و پزشکان علم طب را تحت کنترل خود درآورده بودند و پادشاهان  را به حال خود گذاشته بودند تا شکلهای حکومت داری را تعیین کنند، یا فرض کنید پدران ما پندهای سن پل را که می  گوید: از قدرتمندان اطاعت کنید چرا که این را خدا مقرر کرده است اطاعت می کردند و فرض کنید مذهب می توانست کنترل دنیای امروز را در دست بگیرد . در این صورت ما به هرج و مرج و شب کهن می رسیدیم و فلسفه خوار و بد نام می شد و علم و چهره های علمی دوباره پشت میله های زندان محبوس می شدند و از شاخه های آزادی شعله های آتش متعصبین بالا می رفت.

در همه عصرها کسانی بوده اند که که به اندازه کافی فردیّت داشته اند و شجاعت آن را هم داشته اند که بر باور خویش مقاومت کنند و از محکومیت نهراسند ، آنها کسانی هستند پر عظمت که هر چه می خواهند ، می گویند.چنین  چیزی برای دنیا  خجسته و نیک است.فکر می کنم ماژلان بود که گفت” کلیسا به من می گوید که زمین صاف است. اما من سایه زمین را بر روی ماه دیده ام و به آن سایه بیشتر از کلیسا باور دارم”بر عرشه کشتی او نافرمانی بود و اعتراض و مبارزه طلبی و خرد انگاری و موفقیت.مشکل اغلب مردم این است که در برابر کسی که قدرت دارد یا اولیاء امور است سر تعظیم فرو می آورند.

حرمت خاصی به پیرها می گذارند صرفاً به خاطر اینکه کهنسال هستند.آنها فکر می کنند که یک انسان  به خاطر اینکه مرده است ، بهتر است ؛مخصوصاً اگر خیلی وقت پیش مرده باشد.فکر می کنند که پدران نیاکان آنها از همه عالم بشریت بهتر بودند.

 

 

 

 

شکاف بین نسل ها

 

شکاف ، تضاد وگسست نسل ها را نتیجه ي تحولات سریع اجتماعی دانسته اند .

که از میان گسترش آموزه های مدرن و تغییرات شتابان جوامع در حال توسعه – از جمله ایران- این جوامع را مستعد بروز پدیده هایی همچون شکاف بین نسلی می کند .                          

کودتا ،انقلاب ،شورش ،جنبش های اجتماعی ،اعتصاب ،مهاجرت داخلی و خارجی ،بحران های اجتماعی ،تعارض در حوزۀ قدرت و تحولات فرهنگی هر کدام در مراحلی از تاریخ تحولات ایران ثبت شده است.
اما آنچه مبین طرح و اهمیت مباحث نسلی در ایران شود همانطور
که پیش از این اشاره شد قرارگرفتن ایران در مرحله گذار تاریخی اجتماعی خود است.جامعه ای که در مرحله ی گذار قرار می گیرند استعداد و آمادگی بیشتری برای تولید شکاف های اجتماعی از جمله تفاوت و شکاف نسلی دارد.
ارزش عبارتست از اعتقاد کلی فرد درباره
رفتارهای مطلوب و نامطلوب ،اهداف یا حالتهای غایی .ارزشها در مرکز خودمفهومی قرار دارند و بر تفکر وعمل به طریق مختلف تاثیر می گذارند .ارزشها ، استاندارها و معیارهایی برای ارزیابی اعمال و پیامدها ،قضائت کردن دربارۀ ایده ها و اعمال ،طرح ریزی و هدایت اعمال ،تصمیم گیری بین شقوق ،مقایسه کردن خود با دیگران و مدیریت کردن بر تعاملات اجتماعی فراهم می نماید
ارزشها ادارک
غالب از رفتارهای ایده آلی در موقیعتهای خاص را تعریف می نماید ،آنها لزوماً در رفتارهای واقعی انعکاس نمی یابند.
به طور کلی می توان گفت : ارزشها ،معیارها
،استانداردها و عنصر مرکزی در جهت دهی به رفتار افراد در جامعه هستند .
ویزگیهای ارزشها : ارزشها نیز به سان سایر پدیده های فرهنگی دارای ویزگیهای
معینی هستند که هم به وسیله آنها توصیف و شناخته شده و در عین حال موجودیت پیدا می کند.ارزشها در میان مردم مشترکند و شمار کثیری از افراد درباره اهمیت آنان به توافق رسیده اند و به قضاوت شخصی بستگی ندارد .هر چیزی که مردم صرفاً برای خود بخواهند ارزش نیست . ارزشها خصوصیات فردی نیستند ، بلکه مشخصه های اجتماعی در افراد هستند که در دنیای از معنا سهیم اند.
نظام ارزشها: یعنی واحد هایی که بطور خاص با هم
ترتیب یافته اند و ارتباطی نظامند با هم دارند تا هدف خاصی را ایفا کنند یا به کارکرد ویژه ای بپردازند .

مفهوم نسل


یک نسل به افرادی که در یک دورۀ تاریخی یکسان
متولد شده اند ، اشاره دارد؛کسانی که در یک فضای اجتماعی –تاریخی یکسان زندگی می کنند و از تجربیات جوانی مشابهی در سالهای شکل گیری شان آگاهی دارند . این مفهوم سازی به این نکته اشاره دارد که اعضای نسل به لحاظ ذهنی با نسلشان هویت می یابند و از طریق بیوگرافی مشترک مرتبط می شوند ؛حس اساسی ای از سرنوشت مشترک دارند و از نسلهای دیگر متفاوت می شوند .

ماهیت شکاف بین نسل
ها


به طور کلی بیشترین شکاف بین والدین و فرزندان در ارزش های اجتماعی مشاهده می شود
.
در جامعه ایرانی ،
مسئله ای به نام شکاف فرهنگی وجود دارد نه شکاف نسلی و این برمی گردد به خمیر مایه، مطلبی تحت عنوان مدرنیته ایرانی . یعنی جامعۀ ایران کلیتش تلاش می کند برای دستیابی چیزی به نام مدرنیته و این گونه نیست که نسل قدیم نخواهد مدرن شود و برعکس نسل جدید مطلقاً برای مدرن شدن گام برمی دارند.
منشای اصلی و
بنیادی تفاهم و روابط اجتماعی ،ریشه در تعاملات و ارتباطاتی دارد که سرچشمه آنها خانواده است.

 

"كتاب خانواده و مسائل جوانان ، دكترعلي قائمي"

 

 

چگونه يك پاردايم شكل مي‌گيرد؟

 

گروهي از دانشمندان 5 ميمون را در قفسي قرار دادند. در وسط قفس يك نردبان و بالاي نردبان موز گذاشتند.

هر زماني كه ميموني بالاي نردبان مي‌رفت دانشمندان برروي سايرميمون‌ها آب سرد مي‌پاشيدند.

پس ازمدتي، هر وقت كه ميموني بالاي نردبان مي‌رفت سايرين او را كتك مي‌زدند.

پس ازمدتي ديگر هيچ ميموني علي‌رغم وسوسه‌اي كه داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمي‌داد.

دانشمندان تصميم گرفتند كه يكي از ميمون‌ها را جايگزين كنند.

اولين كاري كه اين ميمون جديد انجام داد اين بود كه بالاي نردبان برود كه بلافاصله توسط سايرين مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

پس ازچندباركتك خوردن ميمون جديد با اين كه نمي‌دانست چرا اما ياد گرفت كه بالاي نردبان نرود.

ميمون دومي جايگزين گرديد و همان اتفاق تكرار شد.

سومين ميمون هم جايگزين شد و دوباره همان اتفاق (كتك خوردن) تكرار گرديد. به همين ترتيب چهارمين و پنجمين ميمون نيز عوض شدند.

آن چيزي كه باقي مانده بود گروهي متشكل از 5 ميمون بوده كه با اين كه هيچ‌گاه آب سردي بر روي آن‌ها پاشيده نشده بود، ميموني را كه بالاي نردبان مي‌رفت را كتك مي‌زدند.

اگر امكان داشت كه از ميمون‌ها بپرسند كه چرا ميموني كه بالاي نردبان مي‌رود را كتك مي‌زنند شرط خواهيم بست كه جواب آن‌ها اين خواهد بود:

 

"من نمي‌دانم، اين اتفاقي ا‌ست كه اطرافمان مي‌افتد."

 

اين جواب به نظر شما آشنا نمي‌آيد؟

 

چرا ما هميشه به كاري كه انجام مي‌دهيم ادامه داده علي‌رغم اين كه راه ديگري نيز وجود دارد.

تنها براي دو چيز نمي‌توان حدي تصور نمود؛

جهان و حماقت بشر. البته در خصوص مورد اول زياد مطمئن نيستم.

 

"آلبرت اينشتين"

 

چراغ راه خود باش !

 

يگانه چيز لازم و اساسي، آگاهي است.اما مردم در چيز هاي غير لازم و بي اساس گم شده اند.مردم از چيزهاي با ارزش غافل مانده اند و حاضرند زندگي خود را با چيزهاي بي ارزش مبادله كنند.چنين است كه همه روحشان را از دست داده اند.چنين است كه هر كس روحش را فروخته و بي روح شده.

تو به خانه وخوراك احتياج داري .به پول و پوشاك احتياج داري. تو بايد به همه اين چيزها توجه نشان دهي اما آنها نبايد همه چيزتو شوند. بايد زمان و مكاني را به كاوش درون اختصاص دهي .با خويشتن نشستن. با خويشتن بودن.در اختيار دنياي درون قرار داشتن.

اين در اختيار بودن،اين بازوپذيرا بودن،تو را نه بروي خويشتن خودت،بلكه به روي خويشتن هستي مي گشايد.تو تا زماني كه نداني زندگي چيست،در بيهودگي به سر خواهي برد.زيبايي و شور سر مستي از قبل وجود دارند،تو فقط بايد كمي هوشيارتروحساس ترشوي .تو به دنيا آمدي و در عين حال به دنيا نيامده اي.

تو زنده اي ودرعين حال مرده اي . تو با ديدن خويش،دوباره متولد مي شوي.پيوستن به خويشتن،تولد دوباره توست.

 

"اُشو"         

 

نوشته شده توسط انجمن نويسندگان ,

 
مرتبط با : فرهنگ و هنر
ارسال شده در: چهارشنبه ششم شهریور 1387

 

 

در محاصره

 

بر لب پرتگاه مرگ مي گويد :

مرا ديگر چيزي نمانده است تا ببازم

آزادم، من در كنار آزادي ام

وفردايم را در دست دارم ...

به زودي به زندگي ام گام خواهم نهاد

و زاده مي شوم آزاد،بدون پدر و مادر

وبراي نامم ،حروفي لاجوردين برخواهم گزيد.

 

"محمود درويش"

 

 

ياد وطن

 

هروقت ز آشيانه ي خود ياد مي كنم

                                     نفرين به خانواده ي صياد مي كنم

يا درغم اسارت جان مي دهم به باد

يا جان خويش از قفس آزاد مي كنم                              

شاد از فغان من دل صياد و من بدين

دلخوش كه يك دلي به جهان شاد مي كنم                              

جان مي كنم چو كوه كن از تيشه ي خيال

بد بختي از براي خود ايجاد مي كنم                             

شد سرد آتش دل و خشكيده آب چشم

اي آه آخر از تو ستم داد مي كنم                              

با خرقه اي كه پير خرابات ننگ داشت

وامش كند به باده، من ارشاد مي كنم                             

گه اعتدال و گاه دمكرات، من به هر

جمعيت عضو و كار استبداد مي كنم                             

با زلف يار تا سر و كارم بود چه غم

بيكار اگر بمانم، افساد مي كنم                             

من بي خبر ز خانه ي خود، چون سَر خري

بر هر دري، كه مملكت آباد مي كنم                             

اندر لباس زهد چو ره مي زنم به روز

با رهزنان شب،زچه ايراد مي كنم ؟                          

سرشارم هر شب از مي و ليك از خماريش

                                                                        هر بامداد ناله وفرياد مي كنم                              

درس آنچه خوانده ام همه از ياد مي رود

ياد هر گه از شكنجه ي استاد مي كنم                            

شايد رسد به گوش معارف صداي من

ز آنست عارف،اين همه بيداد مي كنم                            

 

                                "عارف قزويني"

 

گورهاي گمنام

 

دل من  لکۀ ابر نیست که از باد بگریزد

دل من سخت ترین صخرۀ کوه را نشانه گذاشت

و سالهاست که شاخه های خشک خودخواهی ام را

به شعله های سرکش تواضع فروخته ام

من شبانه گورهای گمنام را شکافته ام

ودر میان اجساد پوسیدۀ  انسان های زنده بگور شده،

راز خفتۀ  سردی کلما ت را یافتم

من ساحل آرام موج های سرکشم،

و در انعکاس قلب اقیانوس

صورت داغ آفتاب را بوسیده ام

 

"مينا دهقاني"

 

 

مژده ي آزادي

 

                  باغبان مژده ي گل مي شنوم از چمنت

قاصدي كو كه سلامي برساند ز منت ؟                

                  وقتِ آن است كه با نغمه ي مرغان سحر

پر و بالي بگشايي به هواي وطنت                

                  خون دل خوردن و دلتنگ نشستن تا چند ؟

ديگر اي غنچه برون آر سر از پيرهنت                

                  آبت از چشمه ي دل دادم، اي باغ اميد

كه به صد عشوه بخندند گل و ياسمنت                

                  بوي پيراهن يوسف ز صبا مي شنوم

مژده اي دل كه گلستان شده بيت الحزنت                

                  بر لبت مژده ي آزادي ما مي گذرد

جان صد مرغ گرفتار فداي دهنت                

                  دوستان بر سر پيمان درست اند، بيا

كه نگون باد سر دشمن پيمان شكنت                

                  خود به زخم تبرخلق درآمد از پاي

 آن كه مي خواست كزين خاك كند ريشه كنت                

                  بشنو از سبزه كه در گوش گل تازه چه گفت :

با بهار آمدي، اي به ز بهار آمدنت !                

                  بنشين در غزل سايه كه چون آيت عشق

از سر صدق بخوانند به هر انجمنت !                

 

"هوشنگ ابتهاج"         

 

 

تولد يك خورشيد

 

آری

خورشیدی در حال تولد است

آسمان آهسته آهسته روشن می‌شود

و آفتابی كه از آزادی سخن گفت

سر می‌زند.

 

روزی می‌آید كه هر ایرانی از حق زندگی حق آزادی و حق امنیت برخوردار است  و همه مردم در برابر قانون برابرند.

 

روزی می‌آید كه سپیده دم فرح بخش آزادی، زندگی مردم ایران را فرا خواهد گرفت. آزادی بیان، آزادی عقیده، آزادی مذهب، آزادی مطبوعات، و آزادی پوشش.

 

روزی می‌آید كه زندگی در  جهنم ولایت فقیه، جای خود را به زندگی در یك جامعه دمكراتیك خواهد داد. تا هر كس حق داشته باشد در تصمیم‌گیری بر سر مهمترین امور سیاسی جامعه خود شركت كند و حق تغییر حكومت برای مردم محترم باشد.

 

روزی می‌آید كه به جای این برهوت سوخته ، صد گل در هر جای ایران بشكفد. با آزادی هر عقیده، هر حزب و اجتماع و هر تشكل .

 

روزی می‌آید كه در آن اعدام و اتاقهای شكنجه و تعزیر فقط نام‌های وحشت‌آوری در افسانه‌هاست.

 

روزی می‌آید كه دره هولناك تنگ نظری جای خود را به دشت سپید مدارا و بردباری می‌دهد، هیچ دینی دارای حق و امتیاز ویژه‌یی نیست و هیچ كس به خاطر اعتقاد یا عدم اعتقاد به دینی از حقوق خود محروم نمی‌شود و دین و مذهب از دولت جداست.

 

روزی می‌آید كه ظلمت سرای سركوب و تبعیض علیه زن ایرانی فرو می‌ریزد و برابری زن و مرد، جامعه ایران را به دنیای نوینی رهنمون می‌كند.

 

سوگند به ستارگان شب كوب كه در آسمان تیره ظاهر شوند و بدرخشند.آنگاه رخ پنهان كنند.

درخششی برای شكستن شبی تیره كه سیمای جهان را تاریك می‌كند.

وسوگند به صبح درخشان كه چونان نسیم برجهان می‌وزد و زندگی به ارمغان می‌آورد، قطعا آزادی، ثمره آن خواهد بود.

 

و آن روز چه بسیار نزدیك است.

 

"سوسن رحيمي"

 

نوشته شده توسط انجمن نويسندگان ,

 
مرتبط با : تکنولوژی
ارسال شده در: چهارشنبه ششم شهریور 1387

 

 

ساخت نخستين خودروى مولكولى

 

پس از آن كه محققان BMW اعلام كردند امكان توليد يك خودرو در مقياس نانو با كاركردهاى چندگانه وجود دارد، دانشمندان دانشگاه «رايس» اولين خودروى مولكولى را كه بر روى يك بزرگراه ميكروسكوپى از اتم هاى طلا حركت مى كند، توليد كردند. اين خودرو يك كوپه كوچك است كه سيستم فرمان هاى قديمى را ندارد و يك محور با اندازه كمتر از ۵ نانومتر دارد. دانشمندان اطمينان مى دهند اين مرحله آغازى جديد براى درك چگونگى دستكارى در مقياس نانو در سيستم هاى غيرزيستى است. اين نانوخودرو شامل يك شاسى و محور است كه از گروه هاى آلى منظم ساخته شده اند كه محور معلق بوده و به آزادى مى چرخد. چرخ هاى اين خودرو از باكى بال درست شده اند و تمام اندازه آن فقط ۳ تا ۴ نانومتر است. هنگامى كه اين پروژه آغاز شد اين تيم توانستند شاسى و محور اين خودرو را فقط در مدت شش ماه آماده كنند. اما مرحله نصب چرخ هاى اين خودرو بسيار سخت بود. اين مرحله جزء مراحل ابتدايى بود زيرا به گفته اين محققان باكى بال ها به وسيله كاتاليزورهاى فلزى واكنش هاى ميانى را متوقف مى كردند. در نهايت تيم تصميم گرفت شاسى و محورها را با واكنش هاى مزدوج با استفاده از كاتاليزورهاى پالاديم سنتز كنند كه در اين روش اتصال چرخ ها آخرين مرحله سنتز به شمار مى رفت، اما انتقال چهار باكى بال به درون مولكول با بازده بالا كار آسانى نبود. آنها دريافتند نانوماشين بر روى سطح تا دماى ۱۷۰ درجه سانتى گراد كاملاً پايدار است زيرا چرخ ها پيوندهاى قوى با سطح زيرين طلا حاصل مى كنند. سطوح كاملاً صاف طلا مانع از چرخش خودرو به دور چرخ هاى خود مانند حالتى كه يك خودرو روى يك سطح يخى قرار مى گيرد، مى شود. محققان مشاهده كردند كه نانوخودرو در دماهاى بين ۱۷۰ تا ۲۲۵ درجه سانتى گراد با يك حركت انتقالى و محورى مى چرخد. حركت انتقالى هميشه در جهت عمود بر محور ماشين است كه نشان از حركت چرخشى نسبت به حركت لغزشى دارد.

 

 www.karajneed.com

 

میدوزا سلاح جدید آمریکا

 

امواج صادر شده از این سلاح به مغز فرد مورد حمله قرار گرفته برخورد می کند و صدای بسیار بلند بر مغز وی وارد می کند به طوریکه فورا او را برای لحظاتی فلج می کند و بالطبع دیگر نواحی سر از جمله گوش و چشم نیز تحت تأثیر قرار می گیرد و در فعالیت آن اختلال ایجاد می شود.

به گزارش "جهان" سلاح جدید آمریکا از ماده نیست، جسم هم نیست و با چشم دیده نمی شود. صدایی است که آهسته آهسته و به صورت تدریجی انسان را فلج می کند.

ویژگی این سلاح عجیب و غریب اینست که حتی اگر نزدیک قربانی ایستاده باشی، احساس نمی کنی که قربانی مورد حمله قرار گرفته و در حال درد کشیدن است.

کارشناسان آمریکایی سالهاست بر روی این سلاح فوق پیشرفته که "میدوزا" Medusa نام دارد کار می کنند. مسئولیت انجام آزمایشات بر روی این سلاح برای پیشرفته تر کردن آن بر عهده شرکت Nevada Corporation Sierra قرار گرفته و هزینه این کار توسط نیروهای دریایی ارتش آمریکا پرداخته شده است.

گفته می شود اندیشه ساخت چنین سلاحی اولین بار در سال 1998 میلادی به وجود آمد اما کار ساخت آن در سال 2003 میلادی آغاز شد.

آمریکایی ها ادعا می کنند این سلاح کشنده نیست و تنها برای متفرق کردن تظاهر کنندگان در تظاهرات های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.

کارشناسان می گویند: امواج صادر شده از این سلاح به مغز فرد مورد حمله قرار گرفته برخورد می کند و صدای بسیار بلند بر مغز وی وارد می کند به طوریکه فورا او را برای لحظاتی فلج می کند و بالطبع دیگر نواحی سر از جمله گوش و چشم نیز تحت تأثیر قرار می گیرد و در فعالیت آن اختلال ایجاد می شود.

نکته قابل توجه در این سلاح آن است که امواج آن از طریق گوش وارد سر و مغز نمی شود بلکه به طور مستقیم از لایه سر عبور می کند.

منابع آگاه در آمریکا اعلام کردند این سلاح قرار است برای اولین بار 18 ماه دیگر مورد آزمایش و تجربه قرار گیرد.

کارشناسان مسائل نظامی معتقدند این سلاح ضرر و پیامدهای بسیار بدی بر روی مغز قربانی خواهد داشت که هیچگاه از بین نخواهد رفت و مادام العمر در بدن قربانی باقی می ماند.

 

www.jahannews.com

  

ابر كامپيوتر ها رمز سياه چاله ها را گشودند

 

ابر كامپيوترهاي پيشرفته برنامه ي فوق العاده اي براي شبيه سازي جت هاي انرژي كه از سياهچاله ها فوران مي كنند را دارا هستند . بيشتر اين اجرام عجيب ترين و قدرتمندترين اجسام در جهان هستند .

اين پژوهش به ما كمك مي كند تا راز چرخش سياهچاله ها را بگشائيم و هم چنين در تأييد اين نظريه كه اين اجسام توان خروجي دارند به ما كمك مي كنند . اين مطالب توسط دكتر ديويد ماير كه يك متخصص فيزيك نجومي در
JPL
است گفته شده است . اين مؤسسه در كاليفرنيا واقع شده است . سرپرست اين تيم تحقيقاتي دكتر شينجي كايد از دانشگاه تويوما ژاپن است .
سياهچاله ها اجرامي فوق العاده چگال و قدرتمند هستند و هيچ چيز حتي نور قادر به گريز از ميدان آنها نيست

يك سياهچاله ماده و ستاره هايي را كه به محدوده ي آن نزديك شده است به طور حريصانه اي مي بلعد . اين اجرام زماني پديد مي آيند كه ستاره اي در خود فروريزد و بميرد . راه ديگر پديد آمدن آنها اين است كه ستاره ها و سياهچاله در مركز كهكشاني همانند راه شيري در يكديگر فروريزند . سياهچاله اي بزرگ پديد آورند .

هر دو نوع اين سياهچاله ها مي توانند با سرعت بسيار زياد بچرخند و به همراه خودشان فضاي اطرافشان را بكشند . زماني كه ماده ي بيشتري در سياهچاله فرومي افتد كشش آن سرعت مي گيرد .

ستاره شناسان مدرك محكمي مبني بر وجود آنها دارند ، آنها از روي جت هاي پس زده شده و يا امواج راديويي مانند X اين اجرام شناسايي مي كنند . هرچند آنها نمي توانند به طور مستقيم آنها را مشاهده كنند .

ماير در ادامه نتايج خود افزود : ما نمي توانيم به سياهچاله ها سفر كنيم و همچنين نمي توانيم نمونه ي آنها را در آزمايشگاه بسازيم ؛ بنابراين ما از ابر كامپيوتر ها استفاده مي كنيم ، اين شبيه سازي همانند پيشگويي وضع هوا است ، در اين حالت انيميشن هاي كامپيوتري آفريده مي شوند كه وضعيت حركت هوا را پيشگويي مي كنند . اين پيش بيني ها مبني بر داده هاي ماهواره ها و اطلاعات ما از آتمسفر زمين و همچنين گرانش زمين و اثر آن مشخص مي شود .

در بيشتر اوقات دانشمندان داده ها را در زمينه ي چرخش پلاسما در سياهچاله با اطلاعات در زمينه ميدان گرانشي و ميدان مغناطيسي و اثر آنها تركيب مي كنند . دكتر كايد گفت ما نمونه اي از چرخش سياهچاله ها را با پلاسماي مغناطيسي فروافتاده در آن در دست داريم ، در نمونه شبيه سازي شده توسط ما ميدان مغناطيسي انرژي حاصل از چرخش سياهچاله را مهار مي كند .

در اين مورد جت هاي خالص انرژي الكترومغناطيسي بيرون رانده شده است كه مكان خروج قسمت بالايي قطب هاي شمال و جنوب سياهچاله هستند .قدرت اينها برابر توان خورشيد در ده ميليارد و سپس جمع يك ميليون با آنها است .

پديده جت توسط پروفسور راجر بلن فورد از مؤسسه تكنولوژي كاليفرنيا و همكارش رومان ازمجيك در دهه ي 1970 پيش بيني شد .

كامپيوترهاي جديد اين پديده را تأييد مي كنند . دانشمندان بر اين عقيده بودند كه سياهچاله هاي بزرگ كه جرمي در حدود يك يا چندين ميليارد برابر خورشيد دارند اين جت را ساطع مي كنند . در دهه ي 1990 اين مطلب نيز روشن شد كه بسياري از سياهچاله هاي كوچك واقع در سيستم هاي دوتايي نيز اين گونه جت ها را پس مي زنند .

تيم اين عمليات علاوه بر ماير و كايد كساني از جمله دكتر كينوزري شيباتا از دانشگاه كيوتو و دكتر تاكاهيرو كيودا از رصدخانه نجومي مينيكا بودند .

 

GPS يا سيستم مكان يابي جهاني

 

GPS چيست؟

 

GPS يا سيستم مكان يابي جهاني ،يك سيستم ناوگاني ماهواره است كه از شبكه اي با 24 ماهواره ساخته شد و بوسيله ي سازمان دفاع آمريكا در

مدار قرار گرفت. در ابتدا GPS  براي مصارف نظامي به كار گرفته مي شد اما در 1980 ، دولت آمريكا اين سيستم را براي استفاده هاي شخصي در نظر گرفت.GPS  درهر شرايط آب و هوايي و در هر جاي دنيا ،در 24 ساعت شبانه روز قابل دسترسي است و هيچ حق اشتراك يا هزينه اي براي استفاده از GPS وجود ندارد.

 

 GPS چگونه كار مي كند؟

 

ماهواره هاي GPS در يك مدار معين، زمين را دو بار در روز دور مي زنند و سيگنال هاي اطلاعاتي را به زمين ارسال مي كنند. دريافت كننده GPS اين اطلاعات را گرفته و براي محاسبه مكان دقيق كاربر از روش هاي هندسي استفاده مي كند. در اصل دريافت كننده ي GPS زمان ارسال سيگنال از ماهواره را با زمان دريافت سيگنال مقايسه مي كند. اختلاف زمان بازگو كننده ي ميزان فاصله ي ماهواره از دريافت كننده ي GPS است. با اندازه گيري فاصله، از تعدادي چند از ماهواره ها ،دريافت كننده مي تواند مكان كاربر را مشخص كرده و آن را روي نقشه ي الكترونيكي واحد نمايان كند.

يك دريافت كننده ي GPS با سيگنال هايي كه از حداكثر سه ماهواره دريافت مي كند، مي تواند مسير حركت و مختصات دو بعدي (طول و عرض) مكان را محاسبه كند. با در نظر گرفتن چهار يا بيشتر ماهواره ، دريافت كننده مي تواند مختصات سه بعدي (طول،عرض،ارتفاع) مكان كاربر را مشخص كند. زماني كه مكان كاربر مشخص شد ، GPS مي تواند ساير اطلاعات نظير:سرعت،مسير،فاصله ي پيموده شده،فاصله تا مقصد،زمان طلوع و غروب خورشيد و ... را محاسبه كند.

 

 دقت GPS تا چه حد است؟

 

امروزه دريافت كننده هاي GPS داراي دقت بي نهايت بالايي هستند و اين امر را مديون طرح كانال چند گانه موازي هستيم. دريافت كننده هاي كانال 12 موازي گارمين به محض روشن شدن سرعت بالايي در برقراري رابطه با ماهواره دارد و اين ارتباط به طور مستمر بر قرار است و حتي درختان انبوه و آسمان خراش هاي بلند مانع برقراري ارتباط نمي شوند.كارخانه هاي اتمسفريك و ديگر چشمه هاي ايجاد خطا، روي دقت دريافت كننده ي GPS تاثير مي گذلرند.  دريافت كننده هاي GPS گارمين داراي ميانگين دقت 15 متر مي با شند.دريافت كننده هاي GPS گارمين با قابليت سيستم  افزايش عرض ناحيه دقت را با ميانگين كمتر از 3 متر بهبود مي بخشد. هيچ لوازم يدكي و يا حق الزحمه اي براي استفاده از سيستم افزايش عرض ناحيه احتياج نيست.كاربران مي توانند دقت را با كمك GPS تفاضلي  بهتر كنند. به اين صورت كه سيگنال هاي GPS را تقويت مي كند و به ميانگين 3تا 5 متر مي رساند.گارد ساحلي آمريكا اغلب از سرويس تقويت كننده GPS تفاضلي استفاده مي كند. اين سيستم شامل شبكه اي از برج ها مي باشد كه سيگنال هاي GPS را دريافت كرده و سيگنالي تقويت شده به وسيله ي فرستنده هاي راديويي ارسال مي كنند. به منظور دريافت سيگنال هاي تقويت شده كاربران علاوه بر GPS به يك آنتن و دريافت كننده علايم گوناگون نياز دارند.

 

سيستم ماهواره اي GPS :

 

24 ماهواره كه بخش فضايي GPS را شامل مي شوند در مداري با فاصله ي 12 هزار مايل از زمين قرار دارند. آنها پيوسته در حال حركت بوده و در كمتر از 24 ساعت دو دور كامل مي زنند. اين ماهواره ها با سرعت تقريبي 7 هزار مايل در ساعت حركت مي كنند.

ماهواره هاي GPS به كمك انرژي خورشيد كار مي كنند. در زمان خورشيد گرفتگي و زماني كه اين انرژي وجود ندارد، آنها با بهره گيري از باطري هاي پشتيبان به كار خود ادامه مي دهند.علاوه بر اين، راكت هاي تقويت كننده ي كوچك به كمك ماهواره آمده و آن را در مسير اصلي خود قرار مي دهند.

در اينجا به حقايق جالبي در مورد ماهواره هاي GPS اشاره مي كنيم:(البته ناو استار نامي است كه سازمان دفاع آمريكا براي GPS انتخاب كرد.)

  • اولين ماهواره ي GPS در سال  1978 به سوي مدار خود روانه شد.
  • تمام 24 ماهواره در سال  1994 به راه افتادند.
  • كارايي هر ماهواره حدود 10 سال است و جايگزين ها دائما در حال ساخته شدن و قرار گرفتن در مدار خود مي باشد.
  • وزن يك ماهواره GPS در حدود دو هزار پند ( 907 كيلوگرم) است و زماني كه صفحات خورشيدي آن باز مي شود در حدود 17 فوت (8.18 متر) عرض دارد.
  • قدرت فرستنده ها تنها50 وات يا كمتر است.

 

 سيگنال چيست؟

 

ماهواره هاي GPS دو سيگنال راديويي كوتاه و قوي L1 و L2 را ارسال مي كنند. GPS هاي شخصي L1 را با فركانس 1575.42 مگا هرتز روي باند UHF دريافت مي كنند. اين سيگنال ها از ميان ابر و گاز و پلاستيك عبور مي كند اما از ميان جامدات ، ساختمان ها و كوه ها نمي تواند عبور كند.يك سيگنال GPS  شامل سه بيت اطلاعات متفاوت است: يك كد تصادفي كاذب، اطلاعات زود گذر(يك روزه) و اطلاعات ساليانه.

  • كد تصادفي كاذب به سادگي يك كد ID است كه ماهواره اي را كه در حال ارسال اطلاعات مي باشد را مشخص مي كند. شما مي توانيد اين عدد(كد) را هنگامي روي صفحه ماهواره واحد GPS گارمين خود ببينيد كه آن مشخص مي كند كدام يك از ماهواره ها در حال دريافت كردن آن است.
  • اطلاعات زود گذر(يك روزه): مكاني را كه هر ماهواره GPS در هر ساعتي بايد داشته باشد را به دريافت كننده ي GPS نشان مي دهد.اين اطلاعات ارسال شده توسط هر ماهواره ، اطلاعات مداري مربوط به آن ماهواره و ساير ماهواره هاي واقع در سيستم را نشان مي دهد.
  • اطلاعات ساليانه  كه به وسيله هر ماهواره به طور پيوسته ارسال مي شود شامل اطلاعات مهمي در رابطه با وضع ماهواره (سالم يا خراب بودن)، زمان و اطلاعات رايج است. اين بخش از سيگنال براي مشخص كردن مكان بسيار ضروري است.

چشمه هايي كه بر سيگنال هاي GPS‌ تاثير گذاشته و باعث فاسد شدن (از بين رفتن) آنها شده و در نتيجه روي دقت و صحت اطلاعات تاثير گذار است به قرار زير مي باشد:

  • تاخيرات تروپوسفر (پايين ترين بخش اتمسفر) و يونسفر (يون كره): سيگنال هاي ماهواره اي به هنگام عبور از اتمسفر كند مي شوند. سيستم GPS از مدلي ساختگي استفاده مي كند تا ميانگين تاخير را محاسبه و هر چند به طور جزيي اين نوع خطا را اصلاح كند.
  • سيگنال هاي چند گانه:زماني رخ مي دهد كه سيگنال هاي GPS قبل از رسيدن به دريافت كننده توسط ساختمان هاي بلند يا سطوح سنگي بزرگ، منعكس مي شوند كه اين خود باعث افزايش زمان سفر و در نتيجه ايجاد خطا مي گردد.
  • خطاهاي زماني دريافت كننده: ساعت يك دريافت كننده همانند ساعت هاي اتمي ماهواره هاي GPS دقيق نيست بنابراين خطاي زيادي از لحاظ وقت و زمان ممكن است پيش آيد.
  • خطاهاي مداري : اطلاعات يك روزه ممكن است كه مكان نادرستي از ماهواره را گزارش دهد كه باعث ايجاد خطا مي شود.
  • تعدادي از ماهواره هاي قابل رويت ،ساختمان ها، ترن،موانع الكترونيكي و حتي بعضي اوقات درختان انبوه مي توانند سدي در برابر سيگنال ها شوند كه منجر به ايجاد خطا شده و يا مكان يابي غير ممكن مي گردد.
  • هندسه ماهواره ها: اشاره به موقعيت نسبي ماهواره ها در هر زماني دارد. يك مثال كه در مورد هندسه ماهواره ها وجود دارد زماني است كه ماهواره ها در زاويه هاي عريض در ارتباط با هم قرار دارند. زماني كه ماهواره ها روي يك خط و يا گروهي كوچك قرار دارند هندسه ضعيفي را ايجاد مي كنند.
  • فساد عمدي سيگنال ماهواره: قابليت استفاده از ماهواره هاي برگزيده (كه به مخفف SA گفته مي شود) كه يك فساد عمدي در سيگنال ها است ، زماني به وسيله ي سازمان دفاع آمريكا وضع شد. SA براي اين در نظر گرفته شده است تا دشمن نظامي نتواند سيگنال هاي فوق العاده دقيق GPS استفاده كند.دولت آمريكا SA را در ماه مه 2000 قطع كرد تا دقت دريافت كننده هاي GPS هاي شخصي را افزايش دهد.

 

نوشته شده توسط انجمن نويسندگان ,

 
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه ششم شهریور 1387

 

 

 

دلاور زنان ایران باستان

 

زنان دلاورايراني

در ایران باستان اهمیت بســـیاری به مقام زن و مرد داده شده است .

 زن را بانوی خانه (مون پثنی) می نامیده اند و مرد را (مون بد) یا مدیر خانه می نامیده اند. در نسخه های دینی ایران باســــــتان زنان شوهردار از اجرای مراسم دینی معاف بودند . زیرا تشکیل خانواده و پرورش یک جامعه نیک کردار که یکی از ارکان آن تربیت مادر است بزرگترین عمل نیک در کارنامه زنان ثبت می شده است.در زیر نمونه هایی از زنان پر افتخار ایران باستان آماده است.


یوتاب

سردار زن ایرانی که خواهر
آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشــــــاهی داریوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسکندرهمراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوهـهای بختیاری راه را بر اسکندر بست .ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. با این حال هم آریوبرزن و هم یوتاب درراه میهن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.


دریاسالار بانو
ارتمیز
نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال
۴۸۰ پیــش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خــشایارشاه رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت میکرد .تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی برجستگی و متانت سرآمد تمامی زنان آن روزگار نامیده.


آتوسا

ملکه بیش از
۲۸ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریـــــــــــوش بزرگ . هرودت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریـــــوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشکر کشی های داریوش یاور فکری و روحی داریوش بزرگ دانسته است.


آرتادخت

وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در
زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی. به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روســــی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی کوچکتـــــرین خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید.


ازرمی دخت

شاهنشاه زن ایرانی در سال
۶۳۱ میلادی . او دختر خـــــــــسروپرویز پس از " گشناسب بنده " بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد.


آذرناهید

ملکه ملکه های
امپراتوری ایران در زمان شاهنـــــــشاهی شاپور یکم بنیانگزارسلسله ساسانی. نام این ملکه بزرگ و اقتدارات دولتی او در قلمرو ایــــران درکتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایـش کرده است.


پرین

بانوی دانشمند ایرانی
. او دختر کی قباد بود که در سال ۹۲۴ قبل از مــیلاد هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آن را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است.


فرخ رو
نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است وی از
طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.


گردافرید

یکی از
پهلوانان سرزمین ایران. تاریخ از او به عنوان دختر کژدهم یاد میــکند با لباسی مردانه با سهراب زورآزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به عـــنوان زنی جنگجو و دلاور سرزمین پاکان یاد میکند.


آریاتس

یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان
در سالهای پیش از میلاد. مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان آورده اند.


هلاله

پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی (
۳۹۱ یشتا ۲۷۴+۱ یشتا ۲ ) در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتـــمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را " همای چهر آزاد" نیز گفته اند.

 

 

سپهبد سورنا

 

سورنا یکی از سرداران دلیر سپاه ایران در زمان اشکانیان است.

سورنا سردار دلیر پارتی معاصر اشک سیزدهم، ارد اول قر. اول ق م. وی از نظر نژاد و ثروت و شهرت پس از شاه رتبهٔ اول را داشت و بسبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری پادشاه حق داشت که کمربند شاهی را بکمر بندد.

سورنا ارد را به تخت نشانید و شهر سلوکیه را متصرف شد و اول کسی بود که بر دیوار شهر مذکور بر آمد و با دست خود اشخاصی را که مقاومت میکردند بزیر افکند. وی در این هنگام بیش از ۳۰ سال نداشت، مع هذا بحزم و احتیاط و خردمندی شهره بود و بر اثر این صفات کراسوس سردار رومی را مغلوب کرد، چه نخست جسارت و تکبر کراسوس و یأسی که بر اثر بدبختیها سورنا را دست داده بود، به آسانی ویرا در دامهایی افکند که سورنا برایش گسترده بود. با وجود این ارد بجای اینکه سورنا را پاداش نیک دهد، بر او رشک برد و نابودش کرد.
سورن یكی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ ، در زمان
اشکانیان است كه سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی كرد و رومیها را كه تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شكستی سخت و تاریخی روبرو ساخت.

او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانیبندی به سبک ایرانیان باستان بر سر

می بست .

وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی در زمان اشکانیان و ساسانیان بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند میباشد. نمونه دیگر این واِِژه در کلمه اردیسور آناهیتا یعنی ناهید بالنده و نیرومند بکار رفته است.

از دیگر نام آوران این خاندان ویندهفرن گندفراست که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی میدانند.

ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان میدهد.
ژولیوس سزار، پومیه
  و كراسوس  سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند كه سرزمینهای پهناوری را كه به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک اداره می كردند.

آنها در سوم اكتبر سال 56 پیش از میلاد در نشست لوكا تصمیم حمله به ایران را گرفتند.
كراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان ، یعنی شام بود و
برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران، دستیابی به گنجینه های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر می پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت.

وی فاتح جنگ بردگان و درهم کوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.
كراسوس رییس دوره ای شورا با سپاهی مركب از42 هزار نفر از
لژیونهای ورزیده روم كه خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد پادشاه اشكانی ،سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با كراسوس و دفع یورش رومی ها كرد.

نبرد میان دو كشور در سال 53 پیش از میلاد روی داد. در جنگ حران، سورنا با یك نقشه نظامی ماهرانه و بهیاری سواران پارتی كه تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یك سوم سپاه روم را نابود و اسیر كند. كراسوس و پسرش فابیوس دراین جنگ كشته شدند و تنها شمار اندكی از رومی ها موفق به فرار گردیدند.
روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ و گریز بود. این سردار ایرانی را
پدیدآورنده جنگ پارتیزانی جنگ به روش پارتیان در جهان میدانند. ارتش او دربرگیرنده زره پوشان اسب سوار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.
افسران رومی درباره
شكستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاكتیك و سلاحهای تازه بهره گرفت.

هر سرباز سوار ایرانی با خود مشك كوچكی از آب حمل میكرد و مانند ما دچار تشنگی نمیشد. به پیادگان با مشكهایی كه بر شترها بار بود ، آب و مهمات می رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژه ای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان كمانهایی تازه اختراع كرده اند كه با آنها توانستند پای پیادگان ما را كه با سپرهای بزرگ در برابر آنها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست كرده بودیم به زمین بدوزند.

ایرانیان دارای زوبین های دوكی شكل بودند كه با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پی درپی پرتاب می شد. شمشیرهای آنان شكننده نبود. هر واحد تنها از یك نوع سلاح استفاده می كرد و مانند ما خود را سنگین نمی كرد.

سربازان ایرانی تسلیم نمیشدند و تا آخرین نفس باید می جنگیدند. این بود كه ما شكست خورده، هفت لژیون را به طور كامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.
جنگ حران كه نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار می رود، دارای اهمیت بسیار
در تاریخ است زیرا رومی ها پس از پیروزی های پی درپی برای اولین بار در جنگ شكست بزرگی خوردند و این شكست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افكند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه كرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.
همانگونه كه دولت بزرگ هخامنشی در مرزهای خود در باختر برای نخستین بار با
گسترش و کشورگشایی یونان برخورد کرد و پیشرفت یونان را در شرق و آسیا متوقف گردانید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود در خاور، با سد قدرتمند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت.

پس از پیروزی سورن بر كراسوس و شكست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیك به یك قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو كشور گردید و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استانهایی از ایران گردیدند.

رومیها برای جلوگیری از شكست های آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند ، به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.

"كتاب زندگينامه كراسوس"

 

 

منشورآزادي كوروش كبير

 

 فرمان كوروش كبير :

 

اينک که به ياري مزدا ،تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي جهات چهارگانه را به سر گذاشته ام اعلام ميکنم

 

که تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من ميدهد دين و آئين ملت هايي را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملت هايي که من پادشاه آنها هستم يا ملت هاي ديگر را مورد تحقير قرار دهند يا

به آنها توهين نمايند.

 

من از امروز که تاج سلطنت را به من ميدهند هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

 

من تا روزي که پادشاه ايران و بابل و کشوره هاي جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت که کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شود من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

 

من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد.

 

من تا روزي که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصي، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد وي را به کار وادارد.

من امروز اعلام ميکنم که هر کس آزاد است که هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند.

 

من اعلام ميکنم که هر کس مسئول اعمال خود ميباشد و هيچکس را نبايد به مناسبت تقصيري که يکي از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلي ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه اي مرتکب تقصير شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.

 

من تا روزي که به ياري مزدا حکومت ميکنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زيردستان من مکلّف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به

کلي از جهان برافتد و از مزدا خواهانم که مرا در راه اجراي تعهداتي که نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالک چهارگانه بر عهده گرفته‌ام موفق گرداند.

 

با سپاس .

فرزندي از فرزندان ايران زمين !

 

 

نوشته شده توسط انجمن نويسندگان ,

 
مرتبط با : زندگینامه
ارسال شده در: چهارشنبه ششم شهریور 1387

 

 

خسرو گلسرخی

 

خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مردمی در روز دوم بهمن 1322 در شهرخسرو گلسرخي شاعرهميشه زنده رشت متولد شد.نام پدرش قدیر بود كه گلسرخی در سن 5/1 سالگی این تكیه گاه را از دست داد مادرش بانو شمس الشریعه وحید نام داشت. كه بعد از مرگ همسرش، خسرو و برادر دو ساله اش فرهاد را نزد پدرش حاج شیخ محمد وحید كه در قم می زیست برد. وحید مرد مبارزی بود كه در كنار میرزا كوچك خان جنگلی در نهضت جنگل جنگیده بود و بالطبع هنوز هم همان روحیه مبارزه در وجودش بود خسرو توسط چنین مبارزی تعلیم دید و تحت تاثیر نظرات او قرار گرفت حتی شعرهایی به نام جنگلی ها و دامون در این رابطه گفت (دامون به معنی پناهگاه و انبوهی سیاهی جنگل است).

در سال 1341 پدر بزرگش فوت كرد آن زمان خسرو دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را در مدارس حكیم سنایی و حكیم نظامی به پایان رسانده بود و بعد از فوت پدربزرگش می بایست چرخ معاش خانواده را بگرداند او و برادرش فرهاد به تهران عزیمت كردند و در خانه ای كوچك در محله امین حضور سكنی گزیدند. او روزها كار می كرد و شب ها درس می خواند. خسرو در این سالها از ادبیات نیز غافل نبود در طی این سالها اشعار و مقالات و نقدهای بسیار بر آثار ادبی از سوی او با نام های غیر واقعی و مستعاری چون دامون – خ ، گ – بابك رستگار – افشین راد – خسرو كاتوزیان به چاپ رسید.

در این زمان گلسرخی، با آموختن زبان فرانسه به طور كامل و زبان انگلیسی در دوره دانشگاهی، دست به ترجمه های ادبی نیز می زد.
كار جدی او در شعر از سال 45 شروع شد. در سال 48 با عاطفه گرگین شاعر و نویسنده همفكرش ازدواج كرد زندگی در كنار عاطفه و تاثیر پذیری از افكار او آثار گلسرخی را غنی تر كرد. بطوری كه دوران شكوفایی فكری و خلاقیت او در مطبوعات در سالهای 48 تا 52 می باشد البته هیچ اثری از خسرو در زمان حیاتش، به جز آنچه در مطبوعات و جنگ ها انتشار یافت به صورت كتاب چاپ نشد. تنها چیزی كه میتوان به عنوان كتاب چاپ شده در میان نوشته های او سراغ گرفت، مقاله ای ست با عنوان ” سیاستِ هنر، سیاستِ شعر” این مقاله برای اولین بار به صورت جزوه از سوی انتشارات (كتاب نمونه) به مدیریت بیژن اسدی پور انجام گرفت. اما بعدا” كاوه گوهرین مجموعه آثار خسرو را در دو مجموعه به نام های ”دستی میان دشنه و دل” و ” من در كجای جهان ایستاده ام” چاپ كرد كه این دفتر نیز در آن است. خسرو برای چاپ كتابهایش با (كتاب نمونه) قرارداد بسته بود كه به انجام نرسید و بعدها یكی از این دو مجموعه، با نام انتخابی خود گلسرخی “ ای سرزمین من“ چاپ شد. انتخاب نام “پرنده خیس” برای مجموعه دوم به توصیه عمران صلاحی انجام شده است. عمران صلاحی وبیژن اسدی پور كه از دوستان گلسرخی بودند تأكید كرده اند كه خسرو قصد داشت این نام را بر مجموعه ای از شعرهایش بگذارد.
او چهار سال در كنار همسرش زندگی كرد و ثمره این ازدواج فرزندی به نام دامون بود. مدتی بعد از دستگیری گلسرخی عاطفه گرگین نیز دستگیر شد و در دادگاه نظامی به چهار سال زندان محكوم شد با به زندان افتادن او سرپرستی دامون به برادرش سپرده شد. .هم اكنون دامون همراه مادرش در پاریس زندگی می كند.
بیشترین علت دستگیری گلسرخی عضویت در محفلی بود كه موقع دستگیری مدت یكسال بود كه از این محفل بریده بود در اوائل ورود به آن محفل او متوجه شد كه جز حرف و خیال‏بافی و احیانا” چپ‏روی‏های نمایشی و خطرناك هیچ نیست . در آغاز ورود به آن جمعیت كذایی برای اینكه همسر و تنها پسرش را از این گرداب دور كند، ظاهرا از خانواده خود برید. و با عاطفه گرگین تبانی كرد و كوشید تا در انظار این طور جلوه دهد كه به علت اختلاف و عدم تفاهم جدا از خانواده خود زندگی می‏كند و این رشته خانوادگی در حال گسستن است. عاطفه در این ظاهرسازی مصلحتی او را یاری می‏داد،خسرو گلسرخی در 29 بهمن 1352 به جرم شركت در طرح گروگانگیری رضا پهلوی علیرغم اینكه به خاطر بودن در زندان ساواك هرگز نمی توانست چنین كاری را انجام دهد و صرفا” به خاطر دفاع از عقایدش در دادگاه نظامی به اعدام محكوم و در میدان چیت گر تیر باران شد.
دادگاه نظامی گلسرخی و دوست همرزمش كرامت الله دانشیان و دفاعیه ای كه خسرو گلسرخی كرد هنوز در پیكره تاریخ ایران می درخشد و یكی از صحنه های باشكوه ایستادگی بر سر آرمان تا پای جان است او دفاع خود را چنین آغاز كرد :


به نام نامی مردم
من در دادگاهی كه نه قانونی بودن و نه صلاحیت آنرا قبول داردم از خود دفاع نمی كنم بعنوان یك ماركسییت خطابم با خلق و تاریخ است هر چه شما بر من بیشتر بتازید من بیشتر بر خود می بالم چرا كه هر چه از شما دورتر باشم به مردم نزدیكترم و هر چه كینه شما به من و عقایدم شدیدترباشد لطف و حمایت توده مردم از من قوی تر است حتی اگر مرا به گور بسپارید كه خواهید سپرد مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.
او در ادامه گفت زندگی امام حسین نمودار زندگی كنونی ماست كه جان بر كف برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاكمه می شویم او در اقلیت بود و یزید بارگاه و قشون و حكومت و قدرت داشت او ایستاد و شهید شد هر چند كه یزید گوشه ای از تایخ را اشغال كرد ولی آن چه كه در تداوم تاریخ تكرار شد راه حسین و پایداری او بود نه حكومت یزید آن چه را كه خلقها تكرار كردند و می كنند راه حسین است.
وقتی دادگاه نظامی حكم اعدام گلسرخی و دانشیان را قرائت كرد آن دو فقط لبخند زدند و بعد دست یكدیگر را به گرمی فشردند و در آغوش هم فرو رفتند.
محبوبیت گلسرخی و دانشیان ترس ساواك را برانگیخت آنها به تكاپو افتادند تا شاید در آخرین لحظات در آنها رسوخ كنند به آنها كه با شكیبایی منتظر تیرباران بودند پیشنهاد شد كه از شاه تقاضای عفو كنند اما آنها فقط پوزخند زدند ساواك وقتی دید با هیچ حربه ای قادر به فریب آنها نیست به گلسرخی پیشنهاد داد كه دامون پسرش را قبل از تیرباران ببیند اما گلسرخی به این پیشنهاد هم جواب منفی داد و این در شرایطی بود كه همه سلولهای بدنش نام دامون را فریاد می كشید او می دانست كه دامون نقطه ضعف اوست و دامون می تواند او را به زندگی امیدوار كند زندگی كه او می خواست از دست بدهد تا به وظیفه اش عمل كند آری برای او مرگ یك وظیفه بود وقتی از او تقاضای ندامت نامه می كنند تا در نتیجه دادگاه تخفیف دهند او می گوید هیچ كس از زندگی در كنار زن و فرزند گریزان نیست من مثل هر انسانی زندگی را دوست دارم و دوست دارم مثل هر پدری رنگ چشمان فرزندم را ببینم اما راهی را كه انتخاب كرده ایم باید به پایان ببریم مرگ ما حیات ابدی است ما می رویم تا راه و رسم مبارزه بماند اگر من ندامت نامه بنویسم كمر مبارزان را خرد نكرده ام ؟؟؟
در سحرگاه 29 بهمن وقتی او را به چوبه اعدام بستند هنوز لبخند می زند و می خواهد كه چشمانش را نبندند چون می خواست با دیدن خورشید به سرای باقی بشتابد.


او در وصیت نامه اش می نویسد :
من یك فدائی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز عشق به مردم چیز دیگری نیست من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ایران تقدیم میكنم. و شما آقایان فاشیست ها كه فرزندان خلق ایران را بدون هیچگونه مدركی به قتلگاه میفرستید، ایمان داشته باشید كه خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت. شما ایمان داشته باشید از هر قطره خون ما صدها فدایی برمیخیزد و روزی قلب شما را خواهد شكافت. شما ایمان داشته باشید كه حكومت غیرقانونی ایران كه در 28 مرداد سیاه به خلق ایران توسط آمریكا تحمیل شده در حال احتضار است و دیر یا زود با انقلاب قهرآمیز توده های ستم كشیده ایران واژگون خواهد شد
.

 

دكترمحمد مصدق

 

محمد مصدق فرزندي از ديار ايران زمين

دکتر مصدق که از مردان معروف سیاسی ایران بود، در سال 1261 در شهر تهران پای به عرصه وجود نهاد.او که پدرش میرزا هدایت نام داشت، تحصیلات اولیه خود را در شهر تهران به اتمام رسانید. سپس برای ادامه و پیگیری تحصیلات عالیه در سال 1287به پاریس سفر نمود. او در این شهر توانست دوره مدرسه علوم سیاسی را به اتمام رساند.

وی که برای کسب مدرک دکتری در رشته حقوق وارد دانشگاه نوشاتل سویس گردید و پس از گرفتن مدرک و اتمام تحصیلات به ایران بازگشت.

تقدیر و سرنوشت دکتر مصدق این بود که در ایران به تمام پستها و مشاغل حساسی که یک شخص سیاسی می تواند برسد، دست یابد.

دکتر در ابتدای کار چون با بعضی مسائل در ایران، به ویژه قرار داد سال 1919 میلادی با انگلیس مخالف بود، تصمیم داشت دوباره به سویس بازگردد، ولی کابینه مشیرالدوله برای تصدی مقام وزارت دادگستری از وی دعوت به عمل آورد و این شروع کار بود.

وی در پاییز سال 1299 به حکومت فارس منصوب گردید و سال 1300 به وزارت دارائی رسید.

دکتر بعد از این سمت، در سال 1301 نیز در آذربایجان به مشاغل دولتی سطح بالا رسیده و مدتی بعد به دلیل مخالفت با حکومت مرکزی از این سمت استعفا داد. سال بعد وزیر امور خارجه ایران شد و در سال 1303 که با دوره پنجم قانون گذاری بود، به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ملی انتخاب شد.

همین طور در دوره ششم نیز دوباره به این سمت دست یافت. بعد از اتمام دوره ششم به دلیل دخالت دولت در انتخابات مجلس، از سیاست کناره گیری نمود.

دکتر مصدق بارها از سوی دولت و حکومت به زندان افتاد و یا تبعید شد.

یکی از دفعاتی که ایشان را دستگیر نمودند، بعد از کناره گیری از سیاست در چهارم تیر سال 1319 بود، که به بیرجند اعزام شد و تا ماه آذر همان سال در زندان بود و دوباره به احمدآباد تبعید شد.

دکتر در دوره های چهاردهم و شانزدهم همچنان از طرف مردم تهران به عنوان نماینده انتخابی و مردمی به مجلس رفت و در این زمان بود که برای احقاق حقوق مردم ایران به تشکیل جبهه ملی اقدام کرده تا بتواند در راه مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت ایران گامهای مثمر ثمرتری را بردارد و عاقبت موفق گردید در روز 29 اسفند 1329 قانون ملی شدن صنعت نفت را از تصویب مجلس سنا گذرانده و در اردیبهشت سال 1330 برای به ثمر رساندن این قانون و نظارت هرچه بهتر بر انجام امور، مقام نخست وزیری ایران را قبول نمود.

وی بعدها با اینکه مجلس هفدهم به نخست وزیری دکتر رای داده بود، به دلیل اختلاف با محمد رضا پهلوی از تشکیل دولت جدید سر باز زد و شاه قوام السلطنه را به نخست وزیری انتخاب نمود.

 در این زمان قیام سی تیر اتفاق افتاد و در آن روز تمام مردم حمایت خود را از دکتر مصدق ثابت نمودند. اما این پایان کار نبود و دکتر به همکاران خود با کودتای سازمان سیا مواجه شد و در دادگاه نظامی به سه سال زندان محکوم شد.

در شهریور 1335 به احمد آباد تبعید گردید. به دلیل بیماری در بیمارستان نجمیه تهران بستری گردید و عاقبت در سحرگاه 14 اسفند 1346 وفات یافت. با اینکه وصیت کرده بود تا در گورستان شهدای 30 تیر دفن شود، اما جسد او به خانه خودش در احمد آباد منتقل و در همان مکان دفن گردید.

  

 

 

جورج برنارد شاو نويسنده قرن

بهشت، به صورتي كه تعبير مي شود،مكاني است بسيار بيهوده، كسل كننده و يك نواخت، به طوري كه تا كنون هيچ كس به خود اين زحمت را نداده است كه يك روز در بهشت را توصيف كند. در حالي كه بسياري درباره ي يك روزدر كنار دريا نوشته اند.

 

جورج برنارد شاو علاوه بر فرار گرفتن در زمره برجسته ترین شخصیت های قرن بیستم در قرن نوزدهم نیز از یکی از شخصیتهای بزرگ به حساب می آمد. به عنوان یکی از اعضای گروه الیو گولد اسمیت، نسبت به دیگر اعضا از ظرافت و آراستگی بیشتری برخوردار بود و تا پایان عمر خود فروزندگی شخصیت زیبا و غرورآفرین خود را حفظ کرد. وی در سال 1856 در دوبلین ایرلند به دنیا آمد.

او شصت و پنج سال از دوران کاری خود را یعنی از زمانی که در دهه 1880 به عنوان نقاد در روزنامه های لندن فعالیت های خود را آغاز کرد، دنیا را از اصول و عقاید خود در زمینه سوسیالیسم بهره مند نمود.

زبان فصیح آثارش مملو از کنایه،طنز و کلماتش مملو از موسیقی سحر کننده مار (توسط هندیان برای سحر مار نواخته می شود)خوانندگان را به خود جذب می کرد.

در جوانی یعنی سال 1876 به دلیل سودازدگی ایرلند و رواج مکتب کلبیون در این کشور، به انگلستان و شهر لندن مهاجرت کرد.

اما اوضاع تکاندهنده شهر لندن در دهه 1870 برای انسان اخلاقی و نجیب زاده که تنها فعالیتش در سمت یک کارمند اداری بود، بسیار سخت می نمود. پس از مدتی به گروه فابین که برجسته ترین انجمن سوسیالیستی بریتانیا محسوب می شد، ملحق گردید.

و بعنوان یکی از رهبران آن نیز مطرح شد. در این دوران بود که رمانهای متعددی را به رشته تحریر درآورد ولی هیچ کدام از آنها موفقیت چندانی به دست نیاوردند. می توان گفت که شاو این توانایی را تنها پس از چهل سالگی کسب نمود.

او بعد از این در کارهای هنری فعالیت بسیاری داشت، از جمله می توان به نمایشنامه های «انسان و برتر از انسان »(1905) و اثر حماسی«بازگشت به ماتوسلا»(1921) عقاید خود و اعتقاد خود را به واژه انقلابی«نیروی زندگی » را مطرح نمود و به واسطه آن در شمار بزرگترین شخصیتهای قرن قرار گرفت.

از آثار او می توان به :سلاحها و انسانها که در سال 1894 چاپ شد و همچنین «کاندیدا»،«باربارای بزرگ»،«پیگمالیون» مسئله پوچی را به طور مفصل و کامل شرح داده است.

کمی پس ازپایان جنگ جهانی اول علاوه بر تمجید استالین به ستایش موسیلینی نیز پرداخت و چنین بیان داشت که نیروی زندگی را در آنها مشاهده نموده است.

وي در سال 1925 برنده جايزه ي ادبي نوبل شد. 

دوران پایان عمر او از جمله برجسته ترین مراحل زندگیش مجسوب می شود، زیرا در این دوران تنهایی زجرآورخویش را از مرگ همسر خود در سن چهل و پنج سالگی و در سال 1934را آشکار ساخته است.

وقتی برنارد شاو در سن 94 سالگی چشم از جهان فرو بست، بین مردم چنان اعتبار و شهرتی داشت که همگان مرگ او را چون مرگ متوشالح (کاهن بزرگ یهود که به روایت کتاب مقدس 969 سال عمر کرد) ،می پنداشتند.

 

 

دكتر علي شريعتي

 

دكترعلي شريعتي مبارزگر آزادي

 

نمي دانم ...

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد

گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش

و او يكريز و پي در پي دم گرم وچموشش را در گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدين سان بشكند درمن

هر دم سكوت مرگبارم را ...

 

دكتر علي شريعتي در سال 1312 در روستاي مزينان از حوالي شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دين بوده اند.... پدر پدر بزرگ علي، ملاقربانعلي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار (حاج ملاهادي سبزواري) محسوب مي شد.

 پدرش استاد محمد تقي شريعتي (موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود) و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود. علي حساسيتهاي لطيف انساني و اقتدار روحي و صلاحيت عقيده اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن يمين، ثبت نام مي كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضا شاه و اشغال كشور توسط متفقين ـ  خانواده اش را به ده مي فرستد و پس از برقراري آرامش نسبي در مشهد علي و خانواده اش به مشهد باز مي گردند.

 پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان (كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه او از حكومت ملي بود، واقع  شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحميد جوده السحار) مي كند. در اواسط سال 1331 تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد. و همزمان به فعاليتهاي سياسيش ادامه داد.

كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالهاست كه آثاري از اخوان ثالث مانند كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسيد و او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در نهضت (جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده كه علي شريعتي يكي از اعضا آن جمعيت بود).

آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 مي گردد. و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد ماه 1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي شود. در طول دوران نحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضتهاي ملي افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد و به دنبال افشاي شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوي سياهپوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله دكتر علي شريعتي شد.

 دولت فرانسه كه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وي گرفت اما با حمايت قاضي سوسياليست دادگاه، مجبور مي شود اجراي حكم را معوق گذارد. وي در سال 1963 با درجه دكتري يونيورسيته فارغ التحصيل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد.

پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضاي راكد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود، سال بعد (وي) پس از قبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل مي شود و با آقايان برقعی و باهنر و دكتر بهشتي كه از مسئولين بررسي كتب ديني بودند، همكاري مي كند.

 ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام مي شود. موضوعات اساسی تدرس او را مي توان به چند بخش تقسيم كرد: تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنرانيهاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند اين سخنرانيها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد.

 مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه  ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاسهاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكشها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطيل شد. از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهرماه سال 1352 خود را به ساواك معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند؛ كه نهايتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد.

 در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري كند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاك سپرده شد.

نوشته شده توسط انجمن نويسندگان ,

درباره وبلاگ
 
فقط مر گ می تواند یک برده را آزاد کند.
 

 
لیست دوستان

فيلترشكن
اخبار ايران و جهان
راديو فردا
اخبار BBC
سازمان مجاهدين خلق
حزب فداييان ايران
سازمان كومه له
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه

RSS

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com